در آخرین ماههای اجرای برنامه چهارم توسعه صورت گرفت:
تعیین استانداردهاى هواى پاک توسط دولت
رهیختگان: در
فاصله هفت ماهه تا پایان مدت اجرای قانون برنامه چهارم توسعه، کمیسیون
زیربنایی، صنعت و محیط زیست دولت استانداردهای هوای پاک برای سالهای 88،
89 و 90 را به همراه «حداکثر تعداد مجاز تکرارشوندگی هر آلاینده» تعیین و
ابلاغ کرد. تعیین این استاندارد به پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و بنا
بر تکلیف دولت در بند «الف» ماده 62 قانون برنامه چهارم توسعه کشور انجام
شد.نگاهي به طرح ادغام سازمان حفاظت محيط زيست و وزارت جهاد كشاورزي
بدتر از بد
فرهیختگان:درست
در همان زماني كه متخصصان و فعالان محيطزيست مشغول گمانهزني براي تغيير
در ساختار دولتي حفاظت محيط زيست و منابع طبيعي بودند، از مجلس شوراي
اسلامي، اخبار نگرانكنندهاي منتشر شد.
سبزها كه تا پيش از انتخابات رياستجمهوري دهم، سابقه چنداني در فعاليت
سياسي نداشتند، با اعلام موضع يكي از كانديداها درباره محيط زيست و ارائه
برنامه جامعي براي حفظ ذخاير طبيعي و محيط زيست كشور از سوي او، آنها نيز
وارد عرصه سياسي شدند و از آن كانديدا حمايت كردند. اين اتفاق باعث شد
ديگر كانديداها نيز حفاظت از محيط زيست را در برنامههاي خود بگنجانند.
در همان زمان تحليلگران مسائل زيستمحيطي موضوع قديمي «ادغام سازمان حفاظت
محيط زيست و سازمان جنگلها و مراتع كشور» را بار ديگر بر سر زبانها
انداختند. اما اينبار خواسته آنها تشكيل وزارتخانهاي جديد با نام «وزارت
محيط زيست و منابع طبيعي كشور» بود.
درواقع آنها منتظر بودند برنامه چهارم توسعه كشور به پايان برسد تا
بتوانند با ارائه برنامه به رئيسجمهور جديد، اين خواسته قديمي خود را
عملي كنند.
اما در فاصله كوتاهي پس از انتخابات رياستجمهوري دهم، آنها بار ديگر در
برابر خواسته خود سكوت كردند. زيرا نمايندگان خانه ملت طرحي را براي
كوچكسازي دولت به صحن علني بردند. با آنكه طرح آنها كلمه «كوچكسازي» را
يدك ميكشيد اما در اولين اقدام، آنها فوريت ايجاد سه وزارتخانه جديد را
به صحن علني بردند. در همين طرح نام وزارتخانه جديدي نيز به چشم ميخورد
كه تعجب و البته واكنش فعالان محيط زيست را نيز برانگيخت.
«وزارت كشاورزي، آب و محيط زيست» نام وزارتخانهاي بود كه در طرح
نمايندگان با ادغام وزارت جهاد كشاورزي و سازمان حفاظت محيط زيست تشكيل
ميشد. رسالت اين وزارتخانه، انجام فعاليتهاي وزارت جهاد كشاورزي، سازمان
حفاظت محيط زيست و همچنين مديريت بخش آب كشور بود.
شنيده ها حاكي از آن است كه فهرست گزينه هاي پيشنهادي براي هيئت دولت، تغيير كرده است. اين تغييرات شامل گزينه هاي رياست سازمان محيط زيست هم شده است و در روزهاي گذشته نام «محمد رويانيان» و «محمد باقر صدوق» نيز به فهرست روساي احتمالي ساختمان پرديسان افزوده شده است.
يك منبع آگاه با اعلام اين خبر به فرهيختگان گفت: «از چند روز قبل نام محمد رويانيان و محمد باقر صدوق به عنوان گزينه هاي اصلي مطرح شده و تقريباً انتخاب رئيس زن براي سازمان حفاظت محيط زيست منتفي شده است. در حال حاضر 4 گزينه اصلي براي اين سازمان مطرح است كه علاوه بر رويانيان و صدوق، علي اشرفي پور و هادي سليمان پور نيز در اين فهرست چهار نفره قرار دارند.»
اين منبع آگاه همچنين گفت:«رفتن واعظ جوادي از سازمان حفاظت محيط زيست قطعي است.»
پيش از اين گروه 10 نفره احمدي نژاد، نام 9 نفر را براي انتصاب پست رياست سازمان حفاظت محيط زيست اعلام كرده بودند. نسرين سلطانخواه، فاطمه آجورلو، هادي سليمان پور، علي اشرفي پور، امين زاده، دانيالي، اسکندري، فضل ا... موسوي، يزدي گزينه هايي بودند كه خبرگزاري دولتي ايرنا به نقل از هيئت ده نفره اعلام كرده بود.
در ابتدا با توجه به رياست 12 ساله زنان بر سازمان حفاظت محيط زيست، نام نسرين سلطانخواه و فاطمه آجرلو به عنوان مهمترين گزينهها مطرح بود. اما پس از آن زمزمه هايي از انتخاب علي اشرفي پور، مدير كل فعلي حفاظت محيط زيست مازندران مطرح شد. همچنين هادي سليمان پور سفير سابق ايران در آرژانتين نيز در كنار اشرفي پور يكي ديگر از گزينه ها با شانس بالا به حساب مي آمد.
گفته مي شود شانس بالاي علي اشرفي پور، علاوه بر سابقه مديريت زيست محيطي، به علت خويشاوندي او با اسفنديار رحيم مشايي است. از سوي ديگر فاطمه واعظ جوادي در نشست خبري روز يكشنبه در پاسخ به خبرنگاري كه درباره سوابق و عملكرد اشرفي پور پرسيد، تنها به گفتن اين جمله اكتفا كرد كه «نظر خودم را درباره ايشان به صورت مكتوب به رئيس جمهور اطلاع داده ام.» اين اظهار نظر خنثي از سوي جوادي در حالي بود كه در همان نشست خبري او بارها از عملكرد بسياري از وزيران دولت و معاونان و مديران كل سازمان حفاظت محيط زيست تعريف و تمجيد كرد. در واقع او با اين اظهار نظر، تلويحاً نارضايتي خود را از عملكرد اشرفي پور نشان داد.
اما نام محمد رويانيان و محمد باقر صدوق در حالي به عنوان گزينه هاي جديد مطرح مي شود كه تنها چند روز به پايان مهلت محمود احمدي نژاد براي اعلام اسامي اعضاي كابينه دهم فرصت باقي است.
محمد رويانيان كه نام او پيش از اين در كسوت فرمانده پليس راهور ناجا مطرح بود، آخرين روزهاي خدمت در نيروي انتظامي را مي گذراند. برخي اظهار نظرهاي او درباره مسايل زيست محيطي باعث شد تا توجه سبزها بيش از پيش به او معطوف شود. اعتراض او به كارخانجات داخلي به دليل توليد خودروهاي آلاينده و سرباز زدن آنها از نصب دستگاه بازگشت سوخت اضافي (كنيستر) در خودروها يكي از اخبار جنجالي پايگاه هاي خبري طرفدار محيط زيست در زمستان گذشته به حساب مي آيد. از طوي ديگر نام او به عنوان گزينه رياست سازمان تربيت بدني نيز مطرح شده بود. رويانيان درباره اين احتمال در گفت و گو با يكي از روزنامه هاي ورزشي گفته بود:« من 30 سال است كه سرباز اين نظام هستم و تا الان هم روحيهام اين طور بوده كه هر جا تكليف شده كار كنم. »
اما قرار گرفتن نام محمد صدوق در اين فهرست موجب خوشحالي سبزها شد. خبرگزاري تخصصي «سبز پرس» در اين باره نوشت: « به نظر می رسد خبر قرار گرفتن نام دکتر صدوق در لیست احتمالی روسای محیط زیست دولت دهم می تواند برای طرفداران محیط زیست کشور اعم از دانشگاهی، رسانه ای و تشکل های مردم نهاد بسیار رضایتبخش باشد؛ چرا که انتخاب او از یکسو فراجناحی، غیرسیاسی و صرفا تخصصی است. از سوی دیگر جایگاه علمی و نیز کارنامه مثبت صدوق طی 3 دهه اخیر نویدبخش نجات محیط زیست ایران در صورت نشستن او بر صندلی ریاست سازمان محیط زیست ایران است.»
محمد باقر صدوق هم اكنون مدير كل حفاظت محيط زيست استان تهران است. اين مدير 59 ساله، مدرك كارشناس ارشد مهندسي محيط زيست و همچنين كارشناسي ارشد جامعه شناسي به طور همزمان دارد. علاوه براين صدوق داراي مدرك دكتراي علوم محيط زيست است. او همچنين سابقه تدريس در دپارتمان محيط زيست دانشكده فني دانشگاه اراك، دانشگاه آزاد اسلامي واحد اراك و همچنين آموزشگاه محيط زيست كرج را نيز در كارنامه دارد.
واكنش واعظجوادي، درباره ادغام سازمان محيط زيست و وزارت كشاورزي:
بايد مجلس ترحيم سازمان حفاظت محيط زيست را برگزار كنيم
فرهیختگان: رئيس سازمان حفاظت محيط زيست درباره ادغام سازمان حفاظت محيط زيست و وزارت
كشاورزي تحت عنوان وزارت كشاورزي، آب و محيط زيست گفت: دولت با اين ادغام مخالف است و اگر اين ادغام صورت بگيرد بايد مجلس ترحيم سازمان حفاظت محيط زيست را برگزار كنيم.
فاطمه واعظجوادي كه صبح ديروز در آخرين نشست خود با خبرنگاران سخن ميگفت، در اينباره گفت: «بيشترين و بدترين مصرف آب را در بخش كشاورزي داريم و اگر مديريت آب را هم به بخش كشاورزي واگذار كنيم مشكلات بزرگي براي منابع آب و محيط زيست بهوجود ميآيد. ما مخالفت خودمان با اين ادغام را به صورت مكتوب اعلام كرديم. نميدانم نمايندگان مجلس از اين ادغام چه خيري ميبينند. اما با اين كار علاوهبر محيط زيست بايد براي آب هم مجلس ترحيم برگزار كنيم.» او همچنين گفت: «ميشود يك دستگاه كاملا حاكميتي زيرمجموعه يك دستگاه كاملا بهرهبردار بشود؟!»
نگاهی به سرنوشت گوشیهای موبایل فرسوده در کشور
طلاهایی که دفن میکنیم
فرهیختگان: هفته قبل يكي از اعضاي تحريريه روزنامه، بالاخره تصميم گرفت گوشي موبايل خودش را عوض كند. او چند سالي گوشي قديمياي را داشت و به تعبير خودش آن را «مصرف» كرده بود. 
از گوشي تنها چارچوبي مانده بود كه نه شمارهگير درستي داشت و نه صفحه نمايشي سالم. تنها ميشد از مارك رنگورورفته آن تشخيص داد كه اين جسم عجيب و غريب گوشي موبايل است، نه چيز ديگر. خلاصه اينكه همكار ما، بهمحض دريافت حقوق از دفتر روزنامه خارج شد و يك ساعت بعد با يك گوشي موبايل جديد بازگشت. بعد از آنكه مجبورش كرديم به مناسبت خريد گوشي موبايل، دهان اعضاي تحريريه را شيرين كند، يك سوال در ذهن بعضيها ايجاد شد؛ «با گوشي قديمي بايد چه كار كرد؟» اولين اقدام براي پيدا كردن جواب سوال مراجعه به پاساژ معروف «علاءالدين» بود. عدهاي از مغازهداران اين مركز تجاري، گوشيهاي موبايل دسته دوم را خريداري ميكنند و با تعميراتي مختصر آنها را دوباره و با قيمتي پايينتر ميفروشند. اما ديگر كار گوشي همكار ما از اين كارها گذشته بود و ناچار به سراغ تعميركاران تلفنهمراه در زيرزمين علاءالدين رفتيم.
امروز را در تقویم ها روز خبرنگار نام گذاشته اند. روزی که به ما اختصاص دارد و باید در آن شاد باشیم.
امروز روی دیوارهای تحریریه تعداد زیادی عکس نصب شده است. عکس آنهایی که حتی نمی دانیم کجا هستند تا به آنها تبریک بگوییم.
امروز روی در یکی از اتاق های تحریریه، درست زیر نوشته «سردبیر»، عکس رضا نوربخش نصب شده است. سه روز است که از او بی خبریم...
کمی آن طرف تر روی میز سرویس «دانشگاه»، عکس مسعود باستانی و همسرش مهسا امرآبادی قرار دارد. از آنها بیشتر از یک و ماه نیم است که بی خبریم.
امروز با استادم تماس می گیرم، کلمه تبریک در دهانم نمی چرخد، «استاد... به رسم ادب تماس گرفتم... می دانم تبریک گفتن در این وضع درست نیست....» از آهی که پشت تلفن می کشد، ناراحتی اش را درک می کنم.
با دوستانم تماس می گیرم، همه ساکتند. انگار نه انگار که امروز قرار است برای ما مبارک باشد. پنجشنبه دفتر انجمن صنفی را پلمپ کردند، درست یک روز قبل از روز مبارک ما... اعضا قرار بود در مجمع عمومی سالیانه شرکت کنند و خیلی ها از شهرستان آمده بودند، روی در پلمپ شده انجمن امضا کردند و رفتند.
دیگر نباید دلخوش به این روز بود. بهتر است در تقویم ایران، خبرنگاران روز نداشته باشند...

امروز سبز پرس گزارش تصویری تکان دهنده ای را منتشر کرده است. گزارش مربوط به قطع جنگل های سوادکوه در استان مازندران است که عکسهای آن را بهادر آراسته تهیه کرده است.
جنگلهای سواد کوه، قریب به سه دهه است که با معضلات بسیاری دست و پنجه نرم می کند.
ماجرای احداث سد خاکی البرز مرکزی سالهاست که تمامی ندارد. این سد نزدیک به ۲۰ سال در حال ساخت است! دیروز هم خبر از پیشرفت ۴۰ درصدی آن آمده است! این سد باعث قطع چند سد هکتار از جنگلهای سوادکوه شده است.
مشکل دوم مربوط به زمین خواری به سبک روستایی در این منطقه است. عده ای از اهالی به بهانه سودهای کلان و به دست آوردن زمین در جنگل، نهال های لیمو و درختان باغی را در لابلای درختان جنگل می کارند و پس از یک تا دو سال که درختان به بار نشستند با فنس کشی به دور زمینی که در آن درختکاری کرده اند، ادعا می کنند که این زمین سالها در اختیار آنها بوده و باغ آنهاست. به این ترتیب هر کس بیشتر بتواند لیمو بکارد بیشتر صاحب زمین می شود و می تواند درختان بیشتری را قطع کند! این مسئله را یکی از اهالی شیرگاه از شهرهای منطقه سوادکوه می گوید.
مورد سوم هم قطع گسترده درختان در سوادکوه است که به انگیزه های تجاری صورت می گیرد. درختان منطقه های «لفور»، «پلنگ دره» و «برنجستانک» در سوادکوه چند سالی است که با پدیده قطع گسترده روبرو هستند. این ماجرا نه به درختان کم سن و سال رحم کرده است و نه به کهنسالان. سال گذشته که به همراه گروهی از دوستان راهی جنگل های لفور بودیم، تنه های قطع شده درختان کهنسالی را در حاشیه جاده خاکی داخل جنگل دیدیم که بدون اغراق شعاع تنه هر کدام بین یک متر یا یک و نیم متر بود. معلوم نبود چه کسی مجوز قطع گسترده این درختان را صادر کرده بود اما صحنه ای ما دیدیم درست شبیه به همین صحنه ای بود که سبز پرس آن را منتشر کرده است. این موضوع نشان می دهد که قطع گسترده درختان در جنگل های سوادکوه، تبدیل به یک عادت شده است و انگار شرکت های بهره برداری چوب (و البته قاچاقچیان) تا از سوادکوه کوهستانی عریان باقی نگذارند، راضی نمی شوند.
فرهيختگان: جمعی از فعالان حوزه محیط زیست و میراث فرهنگي، درباره وضعیت دکتر محمد علی داد خواه نامه اي سرگشاده را خطاب به «مسئولان کشور» نوشتند.
محمد علي دادخواه بيست روز قبل در خلال برگزاري نشستي در «دفتر وكالت راد» در اصفهان به همراه جمعي از وكلاي اصفهاني بازداشت شد و تاكنون در بازداشت به سر مي برد.
در اين نامه كه با بيتي از حافظ آغاز مي شود، آمده است: « سید محمد علی دادخواه وکیل دلسوز و مردمی در مقالات و کتابهای خود تلاش کرده است، احساس زیبایی شناختی و حس معنویت و اخلاقی را که در اثر گشت و گذاردر محیط های طبیعی و فضاهای شهری به ویژه زادگاه خود، اصفهان، بدست آورده است، به دیگران منتقل کند و همواره اشاره به تاثیر طبیعت بر فرهنگ بشری، و طبیعت ایران بر فرهنگ مردم این مرز و بوم داشته است.»
فرهيختگان: وقتي قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در صحن علني مجلس به تصويب رسيد، شايد فعالان محيط زيست بيش از هر گروه ديگري خوشحال شدند. چرا كه اين قانون كه در هفت بخش تنظيم شده بود، بخشي مجزا با عنوان «حفظ محيط زيست، آمايش سرزمين و توازن منطقه اي» داشت. آنها كه به برخي جهتگيري هاي دولتهاي قبل در قبال مسايل زيست محيطي انتقاد داشتند، اين قانون را نقطه اميدي براي حفظ منابع طبيعي و ذخاير ارزشمند حيات در كشور مي دانستند. برنامه چهارم قرار بود از ابتداي سال 1384 و تا پايان سال 1388 به اجرا درآيد اما با انتخاب محمود احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهوري و تغيير كابينه بسياري از مواد اين قانون، خصوصاً بخش مرتبط با محيط زيست آن به اجرا در نيامد. يكي از فصول قانون برنامه چهارم كه اجراي آن به دست فراموشي سپرده شد، «آمايش سرزمين و توازن منطقه اي» بود.
دكتر مجيد مخدوم فرخنده، استاد محيط زيست دانشگاه تهران و «پدر علم نوين حفظ محيط زيست»، در تعريف «مطالعات آمايش سرزمين» مي گويد: « آمایش سرزمین، تنظیم فعالیت های انسان در فضا و مکان است. این تعریفی بسیار ساده است. یعنی مشخص کنیم چه کاری در کجا انجام شود. مثلاً اگر قرار است طرح توسعه ای در کشور انجام شود، مشخص شود چه نوع طرحی در چه جایی انجام شود.»
به طور كلي هر منطقه اي در كره زمين، داراي ويژگي ها و منابعي است. مثلاً مناطق كويري از منابع آبي بسيار كمي برخوردارند اما در عوض ممكن است منابع معدني و انرژي خورشيدي فراواني داشته باشند. به همين علت اجراي طرح هاي گسترده كشاورزي در اين مناطق امكان پذير نيست و به جاي آن مي توان طرح هاي تامين انرژي خورشيدي و يا استخراج معادن را راهاندازي كرد. تعيين و انتخاب نوع طرح ها در مناطق مختلف بر عهده مطالعات آمايش سرزمين است.
فرهيختگان: فهرست نامزدهاي رياست سازمان حفاظت محيط زيست، روز دوشنبه رسماً اعلام شد.
هيئت ده نفره رئيس جمهوري كه مسئوليت انتخاب افراد كابينه دهم را بر عهده دارند، 9 نفر را به عنوان نامزدهاي نشستن بر كرسي پرديسان مشخص كردند.
در اين فهرست كه توسط خبرگزاري دولتي ايرنا منتشر شده است، تنها به ذكر نام خانوادگي افراد بسنده شده و اطلاعات ديگري درباره آنها ذكر نشده است.
سلطانخواه، آجورلو، سليمان پور، اشرفي پور، امين زاده ، دانيالي، اسکندري، فضل الله موسوي و يزدي افرادي هستند كه به عنوان جانشين فاطمه واعظ جوادي در نظر گرفته شده اند. با اين حال در هيچ كجاي اين فهرست، نام واعظ جوادي به چشم نمي خورد.
گفته مي شود كه در اين ميان شانس نسرين سلطانخواه، فاطمه آجرلو و هادي سليمان پور از بقيه بيشتر است.
فرهيختگان:
آنهايي كه در دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران تحصيل كرده اند، در محوطه سرسبز دانشكده مزار مردي را مي شناسند كه پايه گذار جنگلداري علمي در ايران است. «مهندس كريم ساعي» كه روزگاري در دانشكده كشاورزي تحصيل مي كرد، حالا در پناه سايه درختان كهنسال دانشكده آرميده است. مردي كه اولين مدير جنگلباني كشور بود و براي اولين بار آماري از مساحت جنگلهاي كل كشور را تهيه كرد. يادگارهاي زنده اش هنوز وجود دارند. پارك ساعي و درختان تناور خيابان وليعصر تهران به ابتكار و طراحي او ايجاد شدند.
ساعي در سال 1289 در مشهد متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسۀ عالی(دانشکده) فلاحت دانشگاه تهران (واقع در كرج) گذراند و در سال 1310 با درجۀ مهندسی فارغالتحصیل شد. با قبولي در چارمين دوره اعزام محصلان به خارج از كشور براي مدت دو سال به مونپلیه(Montpellier) در انستیتو اگرونومیک فرانسه رفت و با درجه ممتاز فارغ التحصيل شد. موفقيت هاي تحصيلي او باعث شد تا مجله علمی تخصصی Revue du bios در فرانسه، او را به عنوان یکی از چهرههای شاخص علم جنگل در آن سالها معرفی كند. پس از آن فوق ليسانس خود در رشته آمار جنگل را در سال 1316 ازدانشگاه بركلي كاليفرنيا گرفت و به كشور بازگشت.
گزارشي از روند تخريب جنگل ها در ايران
سبزها در سکوت محو مي شوند
فرهیختگان: آن باريكه سبز رنگي كه در نقشه هاي جغرافي، زير درياي خزر وجود دارد، فقط 1/1 درصد از كل خاك ايران را تشكيل مي دهد. اما همان مقدار ناچيز هم روز به روز كوچكتر مي شود. سرعت محو شدن آن باريكه سبز آنقدر زياد شده كه نگراني سازمان هاي بين المللي را هم بر انگيخته است.
از اولین برآورد مساحت جنگلهای ایران، بیش از 60 سال می گذرد. در طول این مدت، وسعت زیادی از جنگلهای ایران دستخوش تغییراتی شده است که تغییر کاربری بیش از یازده درصد آنها، اصلی ترین این تغییرات است.
اولین برآورد از مساحت جنگلهای ایران توسط کارشناسان «اداره جنگلبانی» انجام شد. پیش از آن «دایره جنگل» که زیر نظر «اداره کل فلاحت» از زیر مجموعه های «وزارت اقتصاد ملی» فعالیت می کرد، اولین تشکیلات مدیریت جنگل در کشور بود که بعد از چند سال به اداره جنگلبانی ارتقاء یافت. مهندس کریم ساعی، رئیس این اداره، جنگل شناسان را گرد هم جمع کرد تا مساحت جنگلهای کشور را مشخص کنند. آماری که در سال 1325 از مساحت جنگل های ایران منتشر شد، 18 میلیون هکتار مشتمل بر 10 میلیون هکتار جنگل و 8 میلیون هکتار زمین جنگلی بود. اما برابر با آخرین آمارها، امروزه سطح کل جنگلهای کشور به رقم 4/12 میلیون هکتار تنزل پیدا کرده است. در واقع در طول 60 سال در حدود 30 درصد از جنگلهای کشور محو شده اند. البته رقم 18 ميليون هكتاري كه ساعي و همكارانش از سطح جنگل هاي كشور به دست آورده اند نيز، ميزان اوليه و اصلي جنگل هاي كشور نبود. چرا كه جغرافيداني آلماني به نام بوبك در سال 1330 اولين نقشه پوشش گياهي ايران را تهيه كرد و متوجه شد كه مساحت اوليه جنگل هاي ايران، در حدود 6/1 برابر مساحت جنگلها در آن زمان و در حدود 29 ميليون هكتار بوده است.