گاهي در خبرگزاري ها به اخباري برمي خوريم که حکايت از حمله حيوانات وحشي و درنده به انسان دارند. طبيعي است که در ابتداي امر بسياري از افراد جامعه در برابر اين واقعه متاسف شده و معمولاً موضعي در حمايت از انسان مورد حمله قرار گرفته مي گيرند، اما سوال اينجاست که کدام يک از دو طرف ماجرا محق تر است؟ انسان يا حيوان؟در دنياي امروز، پاسخ گفتن به اين سوال کمي مشکل است، چرا که امروزه به خاطر پيشرفت تکنولوژي و سهولت در دست يازي به منابع طبيعي، انسان خود را مالک طبيعت مي داند و اگر بخواهيم انسان را به دليل قدرتش در سود بردن از مواهب طبيعت، مالک آن بدانيم، تنها ذيحق ماجرا انسان است.اما آيا واقعاً انسان مالک زمين است و در بين موجودات زنده روي کره زمين بيشترين حق را براي حيات دارد؟ پاسخ اين سوال نزد هر فرد خبر از نگرش وي در برخورد با منابع طبيعي مي دهد؛نگرشي که انسان را مالک طبيعت مي داند، به او اين اجازه را مي دهد که به هر نحو از منابع طبيعي استفاده کند و تنها عامل بازدارنده را به خطر افتادن منافع انسان مي داند. اين نگرش هر عنصر طبيعت را تنها از منظر منفعتش براي انسان ارزشمند مي داند و براي حفظ بقيه تلاش نمي کند و حتي ممکن است به حذف آن نيز منتهي شود. از آنجا که اطلاعات و دانش انسان درباره محيط و به طور کلي کره مسکوني اش بسيار ناقص و ناکافي است، هيچ بعيد نيست که نگرش مالکيت انسان، حياتش را با مشکل مواجه کند. مثلاً ممکن است از گونه يي گياهي که در گذشته براي انسان مضر تشخيص داده شده و در معرض خطر انقراض است، دارويي براي درمان يک بيماري مهلک استخراج شود. حال اگر گونه منقرض شود، بسياري از انسان ها نيز بر اثر بيماري مي ميرند.دانشمندان علوم طبيعي و زيستي، امروزه موفق شده اند ارتباط همه گونه ها به هم را به اثبات برسانند. آنها ثابت کرده اند که تمامي زيستمندان کره زمين به نحو مستقيم و غيرمستقيم با هم در ارتباط هستند و در ادامه حيات نقش اساسي دارند. هرگونه حذف در طبيعت، بر شبکه حيات تاثير منفي داشته و در جايگاه خود، حيات را مورد تهديد قرار مي دهد. البته انسان هم يکي از زيستمندان اين کره خاکي است. انسان مدرن تنها به اين دليل صاحب جايگاه ويژه يي در جهان زنده است که به عنوان مصرف کننده اصلي در راس هرم حيات قرار دارد و اين قرار گرفتن در راس هيچ امتياز مالکيتي را به انسان نمي دهد. انسان هم مانند ساير زيستمندان، تنها يک عضو از شبکه حيات است که حقوقي برابر با سايرين دارد. پس طبيعي است که اعضاي يک مجموعه کم و بيش با اتفاقات و حوادث عادي و روزمره درون مجموعه روبه رو شوند.برخورد و درگيري يک انسان با حيوان درنده همان قدر طبيعي است که درگيري يک شير با يک پلنگ بر سر قلمرو.هرچند مرگ يک انسان تاسف بار است، اما در طبيعت حمله کردن حيوان وحشي يک قانون محسوب مي شود و راه دفاع انسان، استفاده از نيروي تفکر و تحليل موقعيتش است، به گونه يي که با خودداري از ورود به حريم زندگي ديگر جانداران، آنها را (ناخودآگاه) به مبارزه براي بقا دعوت نکند.
امروز در روزنامه اعتماد:
راي ديوان عدالت اداري به نفع محيط زيست
طبق اين راي امکان واگذاري اراضي حفاظت شده ممنوع شد
ديوان عدالت اداري مصوبه امکان واگذاري اراضي تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست را ابطال کرد.در پي شکايت سازمان بازرسي کل کشور براي ابطال تبصره ماده 4 آيين نامه اجرايي ماده 108 قانون برنامه سوم، هيات عمومي ديوان عدالت اداري در رايي اعلام کرد؛ «به صراحت ماده 16 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مصوب 1353 حق واگذاري عين عرصه و اعيان املاک متعلق به دولت واقع در محدوده مناطق پارک ملي - آثار طبيعي ملي- پناهگاه حيات وحش و منطقه حفاظت شده موضوع بند (الف) ماده 3 قانون مزبور و همچنين تالاب هاي متعلق به دولت که در اختيار سازمان حفاظت محيط زيست قرار دارد، ممنوع اعلام شده است.» با صدور اين حکم از سوي ديوان عدالت اداري به صورت رسمي و قانوني هرگونه ساخت و ساز و فعاليت عمراني و جاده کشي در مناطق حفاظت شده محيط زيست ممنوع خواهد بود و تعرض به اين مناطق امکان پذير نخواهد بود. اين مصوبه بيشتر فعاليت هاي عمراني دستگاه هاي دولتي را در مخابرات و تاسيسات برق در بر مي گيرد که بيشترين تخريب را به صورت احداث جاده و اکتشاف معدن انجام مي دهند. اين حکم در ماده 108 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1379 دلالت بر واگذاري اراضي بزرگ با مقتضيات اقتصادي براي کارآفرينان بخش آب و کشاورزي دارد که در تبصره ماده 4 آن آمده بود؛ «در مناطق چهارگانه تحت نظارت و مديريت سازمان حفاظت محيط زيست هماهنگي لازم سازمان به عمل خواهد آمد و محدوده هاي تعيين شده براي واگذاري در هر استان سالانه به آگاهي عمومي خواهد رسيد.» که اين تبصره با ماده 16 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مغاير شناخته و از سوي ديوان عدالت اداري ابطال شد. موضوع واگذاري اراضي تحت حفاظت سازمان محيط زيست واکنش هاي گسترده يي را از سوي فعالان و متخصصان محيط زيست در پي داشت. در واگذاري قسمتي از تالاب شادگان به عنوان يکي از تالاب هاي مهم بين المللي به وزارت نفت براي اکتشاف و همچنين واگذاري قسمت هايي از تالاب انزلي، پارک ملي گلستان و پارک ملي درياچه اروميه به وزارت راه جهت احداث جاده از داغ ترين اخبار حوزه محيط زيست رسانه ها در چند ماه گذشته بود. حسن اصيليان معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست با ابراز خشنودي از راي ديوان عدالت اداري در اين باره به اعتماد گفت؛ «معمولاً در مورد مصوبه ها، عطف به ماسبق نمي شود، يعني اين مصوبه طرح هايي را که در گذشته تصويب شده اند شامل نمي شود.» وي با اشاره به اينکه طرح هاي معدودي وجود دارند که در اراضي تحت حفاظت انجام مي شوند، گفت؛ «خوشبختانه در تهران قضيه پارک ملي خجير و پارک ملي سرخه حصار بود که اخيراً با راي ديوان عدالت اداري از آنها جلوگيري به عمل آمد.» وي همچنين درباره تالاب انزلي گفت؛ «پروژه عبور ميانگذر انزلي فعلاً اجرايي نشده و رئيس جمهور دستور بررسي مجدد طرح را داد و خواستار جلب نظر سازمان محيط زيست در اين باره شد.» کمتر از دو ماه قبل نيز ديوان عدالت اداري راي به تخريب واحدهاي مسکوني و تجاري احداث شده در پارک ملي سرخه حصار (شهرک زيتون) را صادر کرد و آن گونه به نظر مي رسد که اين ديوان در چند ماه اخير توجه ويژه يي را به حمايت از محيط زيست معطوف داشته است. مي توان دليل اصلي اين توجه را همايش حقوق محيط زيست دانست که در خردادماه سال جاري برگزار شد،چرا که در اين همايش که با همکاري سران قواي سه گانه برگزار شد، به لزوم بازنگري در مورد قوانين حفاظت از محيط زيست تاکيد شد. اصيليان در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ «در اين همايش بحث هاي جالبي درباره حاکميت سازمان و اصل 50 قانون اساسي از سوي افراد مطرح شد. همچنين صحبت هاي آيت الله شاهرودي و آقاي رئيسي معاون قوه قضائيه نيز تاثير زيادي داشت.»

امروز صبح با SMS يكي از دوستان سينمايي، مطلع شدم بازگر مطرح سينماي ايران "خسرو شكيبايي" بر اثر ايست قلبي در سن 64 سالگي درگذشت.
خبر كوتاه بود. هميشه اخبار مرگ كوتاه است ولي ماندگاري آن طولاني است.
بي درنگ به سراغ نوارهاي كاست رفتم و براي چند دقيقه به صدايش گوش كردم كه داشت اشعار فروغ را مي خواند.
يادش گرامي.
ايسنا: خسرو شكيبايي به خاطرهها پيوست

دو روزی است که در بندر عباس هستم، ولی قبل از رفتن یادداشتی درباره پارک ملی گلستان برای اعتماد نوشته بودم که امروز در صفحه اجتماعی چاپ شد. برای تهیه این یادداشت با استاد افشین علیزاده اکولوژیست و مدرس دانشگاه تهران تماس گرفتم و ایشان با روی باز به سوالات من جواب دادند که در ادامه می بینید:
همچنان که سازمان حفاظت محيط زيست، در برابر تخريب پارک ملي گلستان موضع سکوت اختيار کرده، وزارت راه با زير پا گذاشتن مصوبه اول مرداد 1382 دولت، جاده گلستان را به جاده چهار بانده تبديل مي کند.
۲- خبر توقیف روزنامه اعتماد ملی خوشبختانه تکذیب شد. این هم تجربه ای برای من به عنوان یک روزنامه نگار آماتور بود! تا یاد بگیرم به خبر یک خبرگزاری نه چندان معتبر اعتماد نکنم.
۳- قرار است هفدهم و هیجدهم تیر ماه به بندر عباس سفر کنم. قبلاْ هم به آنجا رفته ام. فکر کنم بتوانم با چند عکس جالب از بندر میهمانتان کنم!
انتشار روزنامۀ اعتماد ملي متوقف شدبه گزارش جهان به نقل از يك منبع آگاه در پي انتشار مطلبي از منتجب نيا اين روزنامه تا اطلاع ثانوي توقيف گرديد.

در اعتماد امروز بخوانید:

دیگر نیازی به معرفی GreenBlog نیست! چرا که تقریباً همه بلاگرهایی که درباره محیط زیست می نویسند، یا عضو GreenBlog هستند و یا آن را به خوبی می شناسند.
حقیقت این است که GreenBlog یکسال است که راه اندازی شده و شروع آن به همت دوست خلاق و ارزشمندمان مهدی اشراقی بود. در این یکسال، تمام انرژی و هزینه های نگه داری این سایت مفید، به صورت داوطلبانه و با هزینه شخصی توسط آقای اشراقی تامین شد. اما از آنجا که ادامه فعالیت و توسعه سایت مستلزم صرف هزینه های بیشتر است، از همه وبلاگ نویسان زیست محیطی و سایر علاقمندان دعوت می شود تا با حمایت مالی از GreenBlog مهدی عزیز را یاری دهند.
برای این منظور چند راه وجود دارد که در اینجا می توانید از آنها مطلع شوید.
در صورت تمایل به حمایت مالی از GreenBlog می توانید با قرار دادن کامنت برای این پست، ما را نیز مطلع کنید.

پلی که در تصویر می بینید، پل آغاز نام دارد و در محلی واقع شده که به چهارراه باشگاه معروف است. در واقع این پل، آغاز اتوبانی است که مسیل باختر (در محله مجیدیه و نظام آباد) را به اتوبان آهنگ وصل می کند و چون در ابتدای این اتوبان، بزرگراه امام علی و خیابان نظام آباد واقع شده، این پل طویل احداث شده است. جدا از اینکه شما می توانید با استفاده از این پل، از اتوبان صیاد شیرازی به راحتی به اتوبان آهنگ برسید، احداث آن، مزیت دیگری هم برای اهالی محل (که ما و همسایه هایمان باشیم!) دارد.
پنج شنبه روز تجلیل بود! صبحش از روزنامه نگاران طرفداران محیط زیست تجلیل شد و عصرش هم در جشن تولد پرشین بلاگ از سپهر سلیمی به عنوان بهترین بلاگر محیط زیست تجلیل شد. من هم به عنوان هیات همراه و مسئول امور کف شدن! در هر دو مراسم حضور داشتم.
یادتان هست که چند روز پیش از عید من بالاخره به آرزویم رسیدم و تبریزی کاشتم، امروز هم دوباره سری به همان دره زدیم تا از اوضاع درخت هایمان خبری بگیریم. همه درخت ها سبز شده بودند و برگ های تر و تازه داشتند. البته چندتا هم شکسته شده بودند تا احتمالاً آتش چند نفری از گردشگران آنجا را روشن نگه دارند! خبری هم از دو سه تا از درخت ها نبود. احتمالاً از ریشه درشان آورده بودند. ولی اکثر درخت ها (نزدیک به 20 تا از 32 درختی که کاشته بودیم) سر جایشان بودند. صحنه دیگری که از دیدنش ناراحت شدم، این بود که میزان آب رودخانه به طرز وحشتناکی کم شده بود، جوری که تقریباً خشک شده بود و علتش هم گرمای هوا و کم آبی است.
ما جمعی از وبلاگنویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگهای فیلتر شده در سالهای اخیر هستیم.
دوستان وبلاگنویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود، به وبلاگ بوی خاک مراجعه کنند
متاسفانه مطلع شدم که در ویژه نامه نشریه زمین، در بعضی از نوشته ها اشتباهات تایپی وجود دارد. اشتباه از آنجا ناشی می شد که من از نسخه بدون ویرایش خروجی PDF گرفتم! البته یکبار دیگر برخی مطالب را ویرایش کردم و فایل را دوباره آپلود کردم، اما ممکن است بازهم خالی از اشتباه نباشد. خواهش می کنم به بزرگواری خودتان ببخشید.
در ضمن لینک دو پست قبل را هم عوض کرده ام و فایل نشریه در همان پست و با حجم کمتر قابل دانلود است.
باز هم ببخشید!
متشکرم

ترکیب "نظم طبیعت" را همه شنده ایم و شاید هیچ کس نباشد که این ترکیب را به عنوان یک اصل قبول نداشته باشد. واقعیت هم همین است. نظم یکی از ارکان اصلی طبیعت است که باعث بقای موجودات زنده و اعضای غیر زنده زمین می گردد.
ویژه نامه روز جهانی محیط زیست نشریه زمین در 20 صفحه منتشر شد. از اینجا دانلود کنید! (حجم: ۴۷۸ کیلوبایت) و همچنین می توانیداز اینجا دانلود کنید (سایت پرشین ژئو)
اگر در دانلود مشکلی داشتید، اینجا را کلیک کنید!
با تشکر از کلیه دوستانی که من را در تهیه این ویژه نامه یاری دادند. خانمها و آقایان: مهری احمدی، مهدی اشراقی، علی امیر ابراهیمی، علیرضا آینه چیان، ماندانا آینه چیان، مهدی چوبینه، آتنا حجاری زاده، سمیرا خادم حسینی، محمد درویش، شهریار رحمانی، لیلا رستگار، داریوش رمضانی، شاهین سپنتا، سپهر سلیمی، هادی کاشانی و نسترن یزدانی. و همچنین: وبسایت های گرین بلاگ، موج سبز و UNEP
در ادامه مطلب نگاهی به سرمقاله این شماره می اندازیم...
از محیط زیست و لزوم توجه به آن و حمایتش نمی گویم! هر چه می خواهید بدانید اینجا بخوانید! فقط می گویم که ۱۶ تا ۲۲ خرداد هفته محیط زیست است و ما می توانید با گذاشتن یک پست درباره محیط زیست در این روزها، در سبز کردن وبلاگستان فارسی سهیم شوید!
پس بلاگرهای فارسی، برای سبز کردن وبلاگستان متحد شوید!
.jpg)

چند روز پیش که از طریق وبلاگ دوست عزیزم مهدی اشراقی وارد سایت Greenday.ir شدم، دیدم که دوستان زحمت کشیده اند و روی جلد سالنامه زمین را در کنار بقیه مطالب قرار داده اند. قبل از هر چیز از آقایان سلیمی و اشراقی و دوستان اصفهانی برای راه اندازی این وبسایت تشکر می کنم.
باید بگویم وقتی که سالنامه منتشر شد، به فکر تهیه ویژه نامه هایی هم برای روزهای مهم زیست محیطی (روز زمین، روز تنوع زیستی و روز محیط زیست) افتادم. البته در ویژه نامه روزهای مهم، قصد داشتم گردآوری اخبار نداشته باشم، بلکه مقالات و دیدگاه های افراد را در ویژه نامه ها منتشر کنم.
متاسفانه به دلیل مشغله های شخصی ام و همچنین نداشتن همکار! موفق نشدم ویژه نامه های روز جهانی زمین و روز جهانی تنوع زیستی را منتشر کنم. اما سعی دارم برای روز جهانی محیط زیست حتماً این کار را انجام دهم.
خلاصه اینکه از همه دوستان عزیزم خواهش می کنم که اگر مطلب، عکس، مقاله و... دارند تا سیزدهم برای من بفرستند که انشا الله برای تاریخ 15 خرداد منتشر شود.
اگر هم مطلبی از قبل در وبلاگتان و یا در جراید داشتید هم کافی لینک آن را بفرستید!
محور مطالب هم روز جهانی محیط زیست، جریان های سبز جهانی، محیط زیست کشور و... است.
نشانی پست الکترونیک: Sarbaz_e_zamin@yahoo.com (لطفاً موضوع ای میل را "نشریه زمین" قرار دهید.)
برای اطلاعات بیشتر هم می توانید با من از طریق تلفن های: 09329078374 و 77263286 تماس حاصل فرمایید.
یادداشت امروز من در اعتماد:
در همه کشورها، قانون تعريف و کاربردي مشترک دارد. در متون و کتاب هاي حقوقي و اجتماعي نيز، احترام به قانون و اجراي آن گوشزد شده و همه افراد جامعه به آن اذعان دارند.
تفاوت بين مديريت سياسي و اجتماعي در کشورهاي مختلف، از همين طرز اجراي قانون و احترام گذاشتن به آن مشخص مي شود.
جدا از اصولي همچون دين، زبان و پرچم رسمي که در قانون اساسي همه کشورهاي جهان آمده است، اصولي هم وجود دارند که فقط در قانون اساسي بعضي از کشورها به آنها اشاره شده است.
يکي از اصول قانون اساسي کشور ما اصل پنجاهم (اصل حفظ محيط زيست) است که نظير آن در قانون اساسي کمتر از 20 کشور جهان به چشم مي خورد. از همين رو است که از سال ها قبل حفظ محيط زيست و صيانت از منابع طبيعي، جزيي از قانون کشور بوده و همه افراد جامعه، موظف به رعايت آن بوده اند.
جالب است بدانيد که تشکيلات دولتي حفاظت از محيط زيست از سال 1335 و با تصويب قانون شکار در چهارم اسفندماه همان سال و تاسيس کانون شکار ايران آغاز به کار کرد. بعدها اين کانون جاي خود را به سازمان شکارباني و نظارت بر صيد داد (16 خرداد 1346) و در نهايت در 12 بهمن 1350، اين تشکيلات به سازمان حفاظت محيط زيست تغيير نام داد. البته وضع قوانين زيست محيطي در ايران قدمتي هشتادساله دارد. اولين احکام قانوني ايران درباره شکار، مواد 179 و 182 قانون مدني (مصوب 18 ارديبهشت 1307) هستند. ادامه را از سایت اعتماد بخوانید
چند روز پیش به قصد سیاحت! وارد سایت ورد پرس شدم و به قصد فضولی برای خودم وبلاگی راه انداختم. از دیدن اینکه یک فضای فارسی حرفه ای برای وبلاگ نویسی وجود دارد فوق العاده حیرت کردم. این شد که تصمیم گرفتم مطالب غیر زیست محیطی ام (درباره مسایل شخصی و علاقه مندی های دیگرم) را در آنجا بنویسم. البته قید آر.اس.اس آن را در کنار همین وبلاگ گذاشته ام.
به شما هم توصیه می کنم سری به وردپرس بزنید. امکانات بسیار گسترده ای را در اختیارتان قرار خواهد داد. از جمله فضا برای قرار دادن عکس، فیلم و بعضی از فایل های چند رسانه ای.
محیط سایت هم همانطور که گفتم فارسی است. البته fa.wordpress.com فیلتر شده! ولی امکان استفاده از فضای مدیریت وبلاگ به صورت فارسی وجود دارد.
ورود به سایت وردپرس از اینجا
ورود به وبلاگ "طرف خانه سوان" از اینجا
دیروز شنیدم که بالاخره شورای نگهبان با برابری دیه زن و مرد موافقت کرده اما هیچ یک از خبرگزاری ها و روزنامه ها آن را اعلام نکرده اند. فقط روزنامه کیهان در تیتر یک خبر طولانی از مجلس از یکسانی دیه در سوانح خبر داد. البته در خبر کیهان هم هیچ اشاره مستقیمی به برابری دیه زن و مرد نشده ولی منابع موثق، صحت خبر برابری جنسیتی در دیه را تایید کرده اند.
با وجود اینکه تنها یکی - دو روز قبل از اعلام این خبر سایت های فعال در زمینه حقوق زنان به کلی فیلتر شدند اما تغییر قانون دیه (که چند سال پیش، اعتراض به آن حتی منجر به نعطیل شدن روزنامه زن شده بود)حاصل فعالیت همه زنانی است که برای یک میلیون امضا تلاش کردند و آرام ننشستند.
خلاصه اینکه دیه ها برابر شد و یک گام دیگر در جهت برابری واقعی زن و مرد برداشته شد. این موفقت را به همگی خانم ها مخصوصاْ فعالان بخش زنان و اعضای کمپین یک میلیون امضا تبریک می گویم و امیدوارم هر چه زودتر تمامی قوانین تبعیض آمیز تغییر کند.

جالب است! نام نشریه ای "هنر+" باشد و آدم هایی پیدا شوند که درباره هنر بنویسند اما در همه مطالبشان مسئله HIV/AIDS را در نظر بگیرند. فقط می توانم بگویم دست مریزاد!
به وبسایتشان بروید و از دیدن نشریه شان لذت ببرید. قسمتی از سرمقاله این شماره "هنر +" از این قرار است:
آنچه پیش روی شماست حاصل هم اندیشیهای گروهی است که تلاش کردند به مقوله HIV/AIDS از زاویه دیگری نگاه کنند. درد دل افراد مبتلا، حضور کارشناسان و برخی هنرمندان آشنا با این عرصه، ما را بر آن داشت که هنر برای آموزش، هنر برای پیشگیری و هنر برای درمان (هرچند این درمان تسلای روحی باشد و نه فیزیکی) را مورد بررسی قرار دهیم... اگرچه نگاه ابزاری به هنر و استفاده از آن برای بیان مسائل آموزشی یا هر نوع بیان دیگری را چندان نمیپسندیم، اما حضور روح لطیف هنر در فضای سیاه و ناامیدانهی غالب در کشورمان پیرامون مقوله HIV/AIDS را حضوری مثبت برای زدودن سیاهیها و نمایش بسیاری واقعیتهای امیدبخش میدانیم
این هم عکس تیم اجرایی این نشریه (خسته نباشید!):

مطلع شدم خانم مونا قاسمیان (خبرنگار محیط زیست روزنامه اعتماد ) هم وبلاگ نویس شد. نام وبلاگشان را هم "زمین انسان ها" گذاشتند. ورود ایشان را به جمع وبلاگ نویسان زیست محیطی تبریک می گویم.
در همین جا هم از دوست عزیزم مهدی اشراقی (مدیر محترم گرین بلاگ) تقاضا می کنم که لینک وبلاگ خانم قاسمیان را به گرین بلاگ اضافه نمایند.
برای دیدن وبلاگ زمین انسان ها و خوش آمد گویی به خانم قاسمیان اینجا را کلیک کنید!

روز: یکشنبه 29 اردیبهشت لغایت جمعه 3 خرداد از ساعت 9 صبح الی ۷شب
آدرس:فلکه دوم تهرانپارس – خیابان جشنواره – فرهنگسرای اشراق (طبیعت)
ضمنا برنامه های متنوع دیگری از جمله: نمایش تئاتر ( در 3 روز) ، نقاشی و.... برای کودکان برگزار می گردد.
توجه: در روز اختتامیه (جمعه ۳ خرداد) ساعت کار نمایشگاه از 13 الی 19 می باشد.
اطلاعات بیشتر: آزادی برابری سهم من نیست! حق من است

امروز در سایت آفتاب، خبری درباره احیای نسل پلنگ ایرانی درج شده بود و به اشتباه عکسی از یک توله یوزپلنگ برای مطلب قرار داده شده بود.
با روابط عمومی آفتاب تماس گرفتم و موضوع را به اطلاعشان رساندم و البته زحمت کشیدند و عکس را عوض کردند. ولی بازهم عکس یک یوزپلنگ بالغ را به جای پلنگ قرار دادند.
البته این اشتباه ها را مطبوعات و جراید، زیاد انجام می دهند. مثلاً روزنامه ایران چند وقت پیش مطلبی درباره حفاظت از پلنگ چاپ کرده بود و چهار عکس یوزپلنگ برای مطلب انتخاب کرده بود. هفته نامه شهروند امروز هم عکسی از تمرین شکار دو توله یوزپلنگ چاپ کرده بود و در کنار عکس، آن حیوان ها را پلنگ نامیده بود.
این شد که دیدم باید دست به کار شوم و خودم مطلبی در وبلاگم قرار دهم و تفاوت بین گربه سان ها و عکس هایشان را مشخص کنم.
بر روی ادامه مطلب کنید تا بتوانید مطلب کامل را ببینید.
(با عرض پوزش به دلیل طولانی بودن مطلب و تعداد زیاد عکس ها، ممکن است کمی وقتتان برای بارگذاری عکس ها تلف شود. ببخشید!)
یادداشت امروز من را در روزنامه اعتماد بخوانید
با وجود اينکه محيط هاي طبيعي زيادي در حال تخريب هستند، اما هنوز هيچ اعتراض جدي و تاثيرگذاري از سوي سازمان هاي غيردولتي طرفدار محيط زيست انجام نگرفته و همان اعتراض هاي کوچک نيز، اکثراً در قالب امضاهاي اينترنتي و محيط هاي مجازي، آن هم به صورت فردي و نه از طرف NGOها انجام شده است. NGOهايي که در سال پاياني دهه 1370 براي اعتراض به آزادراه تهران- شمال، قطع درختان در جنگل هاي شمال، تخليه زباله در تالاب انزلي و... دست به اعتراض هاي گسترده و تجمع و تحصن مي زدند، امروز در برابر انحلال شوراي عالي محيط زيست، تخريب و پاکتراشي جنگل ابرشاهرود، احداث کنارگذر انزلي، تعريض جاده گلستان، تخريب پارک ملي خجير و... تقريباً سکون کرده اند و در بهترين حالت، پا را فراتر از يک بيانيه نمي گذارند. ادامه در سایت روزنامه اعتماد

مجله بخارا ، كه پيش از اين در زمينه معرفي نويسندگان سوئيسي نشست هاي : « شب ادبيات سوئيس » ، » شب آنه ماري شوارتسنباخ » و « شب ماكس فريش » را برگزار كرده است ، اين بار « شب فردريش دورنمات » را با همكاري مركز هنر پژوهي نقش جهان برگزار مي كند .
آثار فردريش دورنمات ، نويسنده و نمايشنامه نويس سوئيسي ، در ايران با اجراهاي حميد سمندريان معرفي شد و غالب آثار او توسط دكتر عزت الله فولادوند و محمود حسيني زاد به فارسي ترجمه شده است .
دورنمات در ژانويه 1921 در ايالت برن سوئيس متولد شد . در همان شهر ادبيات و فلسفه خواند . اولين اثرش « شهر » متآثر از كافكا بود ولي در ديگر كارهايش شخصيت مستقل خود را يافت.

مدتی است که استاد کامبیز درمبخش را ندیده ام. آخر می دانید تا قبل از اینکه کافه کتاب ثالث تعطیل شود، ایشان را در آنجا ملاقان می کردم. امروز دلم برایشان کلی تنگ شده بود. تصمیم گرفتم که در اینجا چند تا از کارهایشان را بگذارم.

امروز در وبلاگ floppy به مطلب و عکس هایی درباره دانش آموزان درودزن برخوردم. دانش آموزانی که تا آخر عمر - حتی اگر خودشان بخواهند واقعه آتش سوزی در مدرسه شان را فراموش کنند- فقط کافیست در آینه نگاهی به خودشان بیاندازند و دوباره به خاطر بیاورند که نمی توانند لبخند بزنند...
آنوقت آقای ژنرال شهردار قصد دارد تا ۳ میلیارد تومان به لبنان کمک بفرستد و آنگاه اگر اتفاق مشابهی دوباره در کشور خودمان رخ داد، حداکثر اظهار تاسف کند و بس...
اینشتین گفت:«دو چیز انتها ندارد، آسمان و حماقت انسان ها. در مورد اولی زیاد مطمئن نیستم!» اما من جمله اش را اینطور تصحیح می کنم: « تنها چیزی که با قطعیت می توان از آن حرف زد، حماقت بی حد و حصر سیاستمداران دیکتاتور است!»
برای خواندن مطلب floppy و دیدن بقیه عکس ها اینجا را کلیک کنید

خبر برپایی این بازارچه را دوست خوبم حسام الدین نراقی به من داد. اگر فرصت داشتید، خوشحال می شویم ببینیمتان!

با خبر شدیم در روز پنج شنبه ای که گذشت، مژگان جمشیدی از طرف خانواده مرحوم دکتر مهدی سمسار مورد تقدیر قرار گرفته و برنده جایزه یک میلیون تومانی شده است.
دکتر مهدی سمسار استاد برجسته روزنامه نگاری و سردبیر روزنامه کیهان در روزهای پیش از انقلاب بود. بسیاری از روزنامه نگارن پیشکسوت امروزی، روزگاری افتخار شاگرد وی را داشتند. سمسار که علاقه به فعالیت سیاسی نداشت، در همان سال های پیش از انقلاب با نظر مستقیم محمدرضا پهلوی از سردبیری روزنامه کیهان عزل شد و برای تخریب هر چه بیشتر وجهه مردمی اش، به سردبیری روزنامه رستاخیر (جریده حزب رستاخیز محمدرضا پهلوی) گمارده شد. ولی در آنجا هم سعی کرد به گونه ای مدیریت کند که خدمات فرهنگی اش در کشمکش های سیاسی آن زمان، به دست فراموشی سپرده نشوند. همچنین وی مترجمی توانمند بود و از ترجمه های ارزشمند وی می توان به ترجمه تاریخ هخامنشی از فارسی به فرانسه اشاره کرد.
پرونده وی آنقدر درخشان و پربار بود تا بتواند زندگی اش را در سالهای ابتدایی پس از انقلاب و حکومت شرع آقای خلخالی تضمین کند. کمی بعد از آزادی از زندان به همراه خانواده اش به فرانسه مهاجرت کرد و در آنجا نیز به ترجمه آثار تاریخی و فرهنگی فارسی زبان به فرانسه پرداخت.
متاسفانه در اوایل دهه 1380 جامعه مفاخر مطبوعات جهان، دکتر مهدی سمسار را که چند سالی با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کرد از دست داد. اما خانواده وی راه استاد را پیش گرفتند...
درباره خشکسالی زیاد شنیده اید. اخبار این روزها مدام از خشکسالی می گوید و اینکه صرفه جویی کنید و به فکر آب باشید و باقی قضایا... در اینجا سعی کرده ام کمی به تجربه های گذشته رجوع کنم و برنامه عمل کوچکی برای مدریت مصرف آب خانه تهیه کنم. خواهش می کنم:
اولاً اگر نظری داشتید، برای من بنویسید تا بتوانم این برنامه عمل را کامل تر کنم.
ثانیاً اگر راهکار جالبی به ذهنتان رسید در وبلاگتان بنویسید تا من و دیگران هم از آن ها استفاده کنیم.
به نظرم اگر همین راهکارهای کوچک و ابتکاری را بتوانیم برای بقیه هم نقل کنیم، خیلی راحت تر از آنچه فکرش را می کنیم، می توانیم از خشکسالی بگذریم. کمی همت لازم است!
![]()
پنج شنبه و جمعه به همراه دوستانم در انجمن یوزپلنگ ایرانی به بافق سفر کردیم. این سفر برای برپایی یک جشنواره برای کودکان بافقی انجام شد که قطعه هایی از اتفاقات آن را نوشته ام:

استاد جواد علیزاده در وبلاگشان خبر از انتشار شماره ۲۱۰ ماهنامه طنز و کاریکاتور را داده اند. و البته این مطالب را هم نوشته اند که خواندنش خالی از لطف نیست.
آرزو می کنم که هیچوقت تعطیلی مجله را نبینیم!
●مجله ای که هم دوستان می خوانندش و هم دشمنان!!
●مجله ای ملی با تکیه بر تولید داخلی و با هدف حمایت از کاریکاتوریستهای داخلی و نه بزرگنمایی صرف کاریکاتوریستهای خارجی! کاشف بهترین کاریکاتوریستهای چهره فعلی ایران!
●قدیمی ترین و تنها ترین! مجله طنز بخش خصوصی ایران، بدون در آمد آگهی! بدون تبلیغات، بدون تقویم منظم انتشار و نیز بدون حتی یک اسپانسر مالی اما دارای کلی اسپانسر حالی!( خوانندگان)
●مجله ای که با "احساس" منتشر می شود و نه با "اسکناس! "و از اینرو شاید این آخرین شماره اش باشد!!●همکاران اینشماره:
کاریکاتوریستها: میترا مشیری- عاطفه مدنی- داریوش رمضانی- عباس ناصری- داریوش مهردلان- سعیده عسگری- کورش قاسمیان- امیدخورسند- شهاب امینی- محمد باقر بیاتی و جواد علیزاده و...
نویسندگان: حمید شاد- مهدی عسکری- حمید میرزاده- روح اله زمزمه- فرزان انگار- فتانه ارومچیان - مسعود مرعشی و...

انگار بعضي از قضايا تمامي ندارند و انسانها كارهايي را انجام ميدهند كه اثرات منفي و مخرب آن به خودشان بازميگردد. آن وقت مي نشينند و دنبال علت ميگردند و البته هيچ وقت غرورشان، اجازه قبول مسئوليت به آنها نميدهد.
سال 1380 را هوطنان استان گلستان به نيكي به ياد دارند. آن سيل وحشتناك باعث شد شماري از خانوادهها داغدار عزيزانشان شوند و بسياري را مجبور كرد كه حتي تا همين امروز هم، خسارات سيل را جبران كنند. در آن زمان همه به دنبال علت سيل مي گشتند و جواب قانع كنندهاي نمييافتند.
با هدف ارائه دستاوردهاي آموزشي در بافق برگزار مي شود
جشنواره "فرزندان سرزمين يوزپلنگ" (ارديبهشت 1387)

جشنواره "فرزندان سرزمين يوزپلنگ" توسط انجمن يوزپلنگ ايراني و با همكاري دفتر برنامه كمك هاي كوچك محيط زيست جهاني، سازمان حفاظت محيط زيست و همچنين ادارات دولتي و تشكل هاي مردمي شهرستان بافق در استان يزد، روزهاي دوازده و سيزدهم ارديبهشت ماه در اين شهرستان برگزار مي شود. ادامه خبر (سایت رسمی انجمن یوزپلنگ ایرانی)

برای افرادی مثل من که زیاد سفر می کنند، باتری ها نقش اساسی دارند. دوربین عکاسی، MP3 Player یا واکمن، چراغ قوه، رادیو، GPS و خیلی وسایل دیگر که معمولاً در سفرها و یا در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرند، به باتری احتیاج دارند.
هر شب چقدر برای روشنایی خانه تان هزینه می کنید؟ کارشناسان معتقدند که بیش از 60 درصد انرژی مصرفی بخش خانگی در شب، صرف روشنایی می شود و به دنبال آن مقدار زیادی از انرژی برق (که حاصل آزاد شدن انرژی سوخت های فسیلی است) فقط برای روشنایی منازل استفاده می شود.
در خانه های ما ایرانی ها، عموماً از مدل منبع نور مرکزی برای روشنایی استفاده می شود. مثلاً وسط سقف هر یک از اتاق ها، یک لوستر 4 تا 8 شعله (و شاید بیشتر) تعبیه شده است. پس می بایست لوستر و یا منبع نور مرکزی، به اندازه کافی قدرت نوردهی برای روشن شدن اتاق را داشته باشد. به همین خاطر سعی می شود، لامپ های تامین کننده نور، قوی تر باشند. حال آنکه خیلی از اوقات، نور مورد نیاز ما برای کارهای روزمره و شب مره! (مثلاً تماشای تلویزیون و یا غذا خوردن) بسیار کمتر از نوری است که توسط منبع تولید می شود.
![]()
دیشب ۱۲ آوریل، با سالگرد پرواز یوری گاگارین به فضا مصادف بود. تلویزیون در ساعت ۱ بامداد هم مستندی درباره زندگی او پخش کرد. من هم بر حسب علاقه ای که به او دارم، چند عکس از او را در اینجا قرار می دهم تا یادی از او کرده باشم.

مدتی بود که هر شب مجبور بودیم سطل زباله خانه را بیرون بگذاریم. تقصیر نداشتیم، زود پر می شد! این کار هم وظیفه عناصر ذکور خانواده (من و پدر و برادرم) بود.
سطل زباله خانه حدود 40 لیتر حجم داشت ولی وزن آن کمتر از 3 کیلو می شد! چرایش هم که معلوم است؛ حجم عمده سطل زباله را قوطی شیر و بطری نوشابه خانواده و جعبه دستمال کاغذی و اینجور چیزها تشکیل می داد...

یک بار به همراه پدرم برای خرید میوه و گوشت و این جور چیزها به خرید رفتیم. همان شب نزدیک 15 نفر میهمان داشتیم که با حساب کردن خودمان، باید برای 20 نفر میوه و شیرینی و گوشت و ... می خریدیم. من با یک حساب سرانگشتی تخمین زدم که احتمالاً من و پدرم در راه برگشت باید چیزی حدود 30 کیلو بار را به خانه ببریم و بدون اغراق حداقل یک کیلو از وزن اجناس متعلق به بسته بندی آن ها خواهد بود.
در مغازه میوه فروشی، باید 10 جور میوه و سبزی و صیفی می خریدیم. می دانستم میوه فروش عادت دارد که برای هر قلم جنس یک کیسه پلاستیک بدهد. پس باید دست به کار می شدم!

چند روز قبل با گرگ خاکستری درباره راهکارهای عملی و ساده حفظ زمین و ارائه آنها در فضای بلاگستان صحبت می کردیم. قرار بر این شد که در سال جاری یکی از موضوعات اصلی وبلاگ های ما، ارائه راهکارهای ساده حفظ زمین باشد.
گرگ خاکستری پیش قدم شد و با قرار دادن اصل این لوگو بر روی وبلاگش، اولین راهکار ساده ای که به ذهنش رسید را ارائه کرد. من هم همان لوگو را ترجمه کردم و دوباره طراحی کردم. در ادامه مطلب لوگوها را ببینید.

امشب با چند نفر از دوستانم به دیدن فیلم "فرش ایرانی" رفتیم. فیلمی که حاصل کار پانزده نفر از کارگردان های ایرانی است و تماماً درباره فرش و جایگاه آن در فرهنگ و زندگی ایرانی هاست. نظیر این فیلم (که از پانزده اپیزود تشکیل شده) را قبلاً دیده بودم. مثلاً فیلمی به نام Paris je t'aime (پاریس دوستت دارم) وجود دارد که در بیش از بیست اپیزود، داستانهایی از "شهر عاشقان"، پاریس را نقل می کند. "فرش ایرانی" هم به همین صورت از قالی های نفیس ایرانی می گوید.
بالاخره پس از چهار روز تأخیر، سالنامه نوروزی زمین در 156 صفحه منتشر شد.
سعی شده تمامی اخبار مهم زیست محیطی کشور در سال 1386 در این ویژه نامه گرد آوری شود. همچنین یاداشتهایی از روزنامه نگاران و فعالان زیست محیطی نیز در این ویژه نامه درج گردیده و در پایان مصاحبه جنجال برانگیز فاطمه واعظ جوادی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با روزنامه همشهری، اقتباس شده است.
در هینجا از همه عزیزانی که با کمک های معنوی و مادی خود، مرا در گردآوری این مجموعه یاری دادند، سپاسگزارم.
خانمها و آقايان:
على امير ابراهيمى، عليرضا آينه چيان، مژگان جمشيدی، هومن روانبخش، عليرضا غمخوار، مونا قاسميان، هادی كاشانى، دكتر ناصر كرمى، الهه موسوی، نسترن ناصريان و نسترن يزدانى.
همچنين: خبرگزاری ايسنا، روزنامه های اعتماد، اعتماد ملى، كارگزاران، همشهری و انجمن يوزپلنگ ايرانى.

چند روز پیش با "عبدل اسمیت"رفته بودیم خرید. آخه می دونید عبدل اسنیت خیلی با سلیقه است! توی راه عبدل اسمیت از آرزوهاش برای سال جدید گفت. من هم آرزوهای خودم رو گفتم. بعد تصمیم گرفتم به جای اینکه با یک تبریک خشک و خالی و چند تا گل و بلبل، توی این شب عید وبلاگم رو به روز کنم، همین آرزوها رو بنویسم:
- اول اینکه آرزو می کنم همه سالم باشن و سالم فکر کنن.
- بعد آرزو می کنم وضع روحی و مالی همه خوب باشه و هیچ کس مجبور نباشه به خاطر مادیات، از چیزهای مورد علاقه اش صرف نظر کنه.
- آرزو می کنم همه محیط زیستی ها همیشه با هم اتحاد داشته باشن و روز به روز به تعدادشون اضافه بشه. چون فکر می کنم اگه همه اون هایی که با هم اختلاف نظر دارن، به خاطر طبیعت اختلافاتشون رو کنار بگذارن و با هم کنار بیان، قدرت خیلی زیادی پیدا می کنن و کارهای خیلی مفیدتر و بهتری می تونن انجام بدن
- آرزوی بعدیم درباره وضع حیات وحش کشوره. آرزو می کنم همه گونه های گیاهی و جانوری که در معرض خطر هستن، بتونن از خطر انقراض فرار کنن و دیگه چیزی به اسم لیست سرخ وجود نداشته باشه (آرزوی خیلی بزرگیه، یک کمی هم محال به نظر می رسه)
- آرزو می کنم دیگه هیچ درختی به خاطر عبور اتوبان قطع نشه.
- دمای کره زمین بیشتر نشه و یواش یواش به اندازه واقعی برسه.
چند تا آرزوی شخصی هم دارم، به خاطر اینکه فکر نکنید به فکر خودم نیستم!:
- خانواده ام سالم و خوشحال و بی غم باشن.
- همیشه پیش دوستام باشم.
- اینکه یه دستگاه لپ تاپ و یه دوربین دیجیتال نیکون D80 داشته باشم!
- حداقل ماهی یه بار مسافرت ایرانگردی برم! حالا اگر جهانگردی هم شد قبوله!!
- آخر سر هم اینکه تا آخر عمرم اضافه خدمت بخورم و سراز باقی بمونم!!
اینها آرزوهای من و عبدل و اسمیت بود. البته آرزوهای شخصی عبدل اسمیت رو ننوشتم، شاید دوست نداشته باشه!
ولی گذشته از همه اینها، برای همه کسایی که این پست رو می خونن آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم و این سالی که تا 6-5 ساعت دیگه سر و کله اش پیدا میشه رو تبریک می گم!
متنی که در ادامه می آید، بیانیه ای است از انجمن یوزپلنگ ایرانی درباره اتفاقاتی که اخیراْ درباره پروژه یوز افتاده. متاسفانه بعضی ها فکر می کنند رابطه ای بین برکناری مهندس ضیایی از مدیریت پروژه و انجمن یوزپلنگ است. زیرا دکتر دلاور نجفی در مصاحبه ای عنوان کرده بود، پروژه با همکاری متخصصان داخلی و انجمن یوزپلنگ ادامه خواهد یافت.
فکر میکنم متن به اندازه کافی گویا باشد و هرگونه شبهه را برای کسانی که متاسفانه سعی در متهم کردن انجمن داشتند، برطرف کنند.

کاریکاتور از: استاد جواد علیزاده
قصد داشتم بعد از پست مربوط به درختکاری، هیچ پست دیگری بر روی وبلاگم نگذارم و پست جدید مربوط به سالنامه 1387 زمین باشد (که این روزها حسابی درگیر تهیه آن هستم.) اما متاسفانه اتفاقاتی افتاد که مجبور شدم دست از کار بکشم و این مطلب را بنویسم.
همگی ما نام علاقمندان به محیط زیست را یدک می کشیم. قبل از نام وبلاگ هایمان هم کلمه "زیست محیطی" را ضمیمه می کنیم و البته مطالبی را هم در مورد محیط زیست می نویسیم. بعضی دیگرمان هم هستند که در دنیای مجازی فعالیت نمی کنند. ولی موضوع فعالیتشان محیط زیست است. حداقل برای خودمان روشن است که ما وبلاگ نویس های زیست محیطی (که تعدادمان از 100 نفر هم بیشتر است) و بقیه فعالان این عرصه، جملگی به طبیعت و محیط زیست عشق می ورزیم. اما مسئله ای که همیشه آزارم داده جنس فعالیت ماست....
امروز بالاخره به آرزویم رسیدم. با چند نفر از دوستانم برای کاشت درخت به دره ای در ابتدای جاده چالوس رفتیم. دره ای که به یک آبشار ختم می شد و دو طرف رودخانه آن، تعدادی درخت بید وجود داشت. متأسفانه درخت هایی که در اطراف رود وجود داشت، به دست افراد بی موالات یا سوزانده شده بودند و یا اینکه شکسته شده بودند.
نکته بسیار جالب اینجا بود که دو سه درخت بید در آنجا وجود داشت که عمری بالای 150 سال داشتند. گرداگرد این درخت ها، سنگ چین هایی قدیمی وجود داشت که نشان می داد یا این درخت توسط افرادی در سالیان بسیار دور کاشته شده و یا اینکه افرادی حداقل در پنجاه سال پیش سعی در حفاظت از این درختان داشته اند.

سالنامه زمین که خاطرتان هست؟ به همراه بعضی از دوستان درگیر جمع آوری مطالب آن هستیم. این پست را برای ان گذاشتم که اعلام کنم تا شنبه شب، بیشتر زمان برای ارسال مطالب و مقالات و... نیست. به همین خاطر از کلیه عزیزانی که اعلام آمادگی کرده بودند و بقیه دوستان خواهشمندم مطالبشان را حد اکثر تا شنبه شب برای من به نشانی پست الکترونیک Sarbaz_e_zamin@yahoo.com بفرستند. در صورت امکان اگر به همراه مطالب یک عکس کوچک از نویسنده و صاحب اثر نیز ارسال شود بهتر است!
دوستانی هم که اصلاْ در جریان سالنامه نیستند، اینجا را کلیک کنند.
متشکرم
سرباز زمین