تبليغاتX
.:: سرباز زمین ::.

نورمن بورلاگ، پدر انقلاب سبز در آخرین سال‌های عمرفرهیختگان: نورمن بورلاگ روز شنبه (21 شهریورماه) در سن ٩٥ سالگي درگذشت. مردي كه در ١٩٦٨ موفق به ابداع روشي براي افزايش محصولات كشاورزي شد. او با دستكاري ژن‌هاي گياهان كاري كرد كه از هر مزرعه محصول بيشتري استحصال شود و علاوه‌بر آن محصولات كشاورزي نيز در مقابل آفات مقاوم‌تر باشند. علمي كه او پايه‌گذاري كرد، علم اصلاح ژنتيكي گياهان بود كه امروزه در ايران به محصولات آن «تراريخته» گفته مي‌شود.
علمي كه او ابداع كرد، انقلاب سبز نام گرفت و محافل علمي جهان به بورلاگ لقب پدر انقلاب سبز دادند. اين دانشمند آمريكايي در ١٩٧٠ موفق به دريافت جايزه نوبل صلح شد. كميته نوبل اعلام كرد نورمن بورلاگ با روش ابداعي خود، مانع بروز قحطي در جهان شده و جان صدها ميليون نفر را نجات داده است.
آسه ليونيز، رئيس وقت كميته جايزه نوبل هنگام اهداي جايزه نيز به او گفت: «نورمن بورلاگ، بيش از هر فرد ديگري براي گرسنگان جهان نان فراهم كرده و دليل دادن جايزه صلح نوبل به نورمن بورلاگ، اين است كه ما اميدواريم رفع گرسنگي، صلح به همراه آورد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:18 توسط سرباز زمین |

فرهیختگان: آمريكايي‌ها مي‌خواستند ثابت كنند كه انسان‌ها مي‌توانند در محيطي بسته براي خود غذا توليد كنند و به زندگي ادامه دهند. آنها در نقطه‌اي از كوير آريزونا بنايي عجيب و غريب به شكل گلخانه‌اي بزرگ را ساختند.
در مساحت يك هكتاري اين گلخانه بزرگ، ٣٨٠٠ گونه از گياهان و جانوران را به همراه تعداد غيرقابل شمارشي از موجودات ذره‌بيني جاي دادند تا اين موجودات زنده در محيطي بسته به حيات خود ادامه دهند و غذا و مواد اوليه مانند اكسيژن توليد كنند. در فاصله سال‌هاي ١٩٩١ تا ١٩٩٣، هشت نفر در اين مجموعه عظيم زندگي كردند. چهار مرد و چهار زن افرادي بودند كه در پروژه «زيست سپهر ٢» حضور داشتند و نوعي زندگي منحصر به فرد را تجربه كردند. طبق محاسبات دانشمندان آمريكايي گياهان و جانوران اين مجموعه قادر بودند به اندازه كافي براي ساكنان زيست سپهر٢ غذا و اكسيژن توليد كنند. در اين مجموعه از گياهان مناطق مختلف استفاده شده بود تا هميشه گياهاني براي توليد ميوه داشته باشند. به همين خاطر در قسمت‌هاي مختلف مجموعه، مناطق و زيستگاه‌هاي مختلف شبيه‌سازي شده بود. همه‌چيز حساب‌شده و تنظيم بود و دانشمندان ورودي‌هاي اين مجموعه را مهر و موم كردند. هيچ ماده‌اي به اين مجموعه وارد نشد و هيچ ماده‌اي هم از آن خارج نشد. مجموعه به‌طور كامل در برابر ماده و انرژي ايزوله بود و تنها منبع انرژي خارجي، نور خوشيد بود كه از طريق شيشه‌ها وارد مجموعه مي‌شد.

پیوست:

- همچنین بخوانید «شاید زمین می خواهد چیزی به ما بگوید» را در روزنامه فرهیختگان به قلم نگار حسینی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:4 توسط سرباز زمین |

امروز را در تقویم ها روز خبرنگار نام گذاشته اند. روزی که به ما اختصاص دارد و باید در آن شاد باشیم.
امروز روی دیوارهای تحریریه تعداد زیادی عکس نصب شده است. عکس آنهایی که حتی نمی دانیم کجا هستند تا به آنها تبریک بگوییم.
امروز روی در یکی از اتاق های تحریریه، درست زیر نوشته «سردبیر»، عکس رضا نوربخش نصب شده است. سه روز است که از او بی خبریم...
کمی آن طرف تر روی میز سرویس «دانشگاه»، عکس مسعود باستانی و همسرش مهسا امرآبادی قرار دارد. از آنها بیشتر از یک و ماه نیم است که بی خبریم.
امروز با استادم تماس می گیرم، کلمه تبریک در دهانم نمی چرخد، «استاد... به رسم ادب تماس گرفتم... می دانم تبریک گفتن در این وضع درست نیست....» از آهی که پشت تلفن می کشد، ناراحتی اش را درک می کنم.
با دوستانم تماس می گیرم، همه ساکتند. انگار نه انگار که امروز قرار است برای ما مبارک باشد. پنجشنبه دفتر انجمن صنفی را پلمپ کردند، درست یک روز قبل از روز مبارک ما... اعضا قرار بود در مجمع عمومی سالیانه شرکت کنند و خیلی ها از شهرستان آمده بودند، روی در پلمپ شده انجمن امضا کردند و رفتند.
دیگر نباید دلخوش به این روز بود. بهتر است در تقویم ایران، خبرنگاران روز نداشته باشند...

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 20:47 توسط سرباز زمین |


فرهيختگان: مرحوم مهندس كريم ساعيآنهايي كه در دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران تحصيل كرده اند، در محوطه سرسبز دانشكده مزار مردي را مي شناسند كه پايه گذار جنگلداري علمي در ايران است. «مهندس كريم ساعي» كه روزگاري در دانشكده كشاورزي تحصيل مي كرد، حالا در پناه سايه درختان كهنسال دانشكده آرميده است. مردي كه اولين مدير جنگلباني كشور بود و براي اولين بار آماري از مساحت جنگلهاي كل كشور را تهيه كرد. يادگارهاي زنده اش هنوز وجود دارند. پارك ساعي و درختان تناور خيابان وليعصر تهران به ابتكار و طراحي او ايجاد شدند.
ساعي در سال 1289 در مشهد متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسۀ عالی(دانشکده) فلاحت دانشگاه تهران (واقع در كرج) گذراند و در سال 1310 با درجۀ مهندسی فارغ‌التحصیل شد. با قبولي در چارمين دوره اعزام محصلان به خارج از كشور براي مدت دو سال به مونپلیه(Montpellier) در انستیتو اگرونومیک فرانسه رفت و با درجه ممتاز فارغ التحصيل شد. موفقيت هاي تحصيلي او باعث شد تا مجله علمی تخصصی Revue du bios در فرانسه، او را به عنوان یکی از چهره‌های شاخص علم جنگل در آن سالها معرفی كند. پس از آن فوق ليسانس خود در رشته آمار جنگل را در سال 1316 ازدانشگاه بركلي كاليفرنيا گرفت و به كشور بازگشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 20:11 توسط سرباز زمین |

قرار است مانیفست زیست محیطی میرحسین موسوی روز شنبه هفته آینده اعلام شود. زهرا رهنورد همسر میر حسین این کار را انجام خواهد داد. لینک مطلب در سبز پرس

اما یک موضوع: اینکه چرا میرحسین موسوی شخصا در جلسه اعلام این مانیفست حضور پیدا نمی کند برای من موجب تردید است. چرا که او درباره مسایل اقتصادی و سیاسی شخصاً اظهار نظر می کند و این به معنا اهمیت موضوعات این چنینی است اما او درباره محیط زیست، چنین کاری را انجام نمی دهد.
به عنوان یک فعال محیط زیست از این رفتار میرحسین موسوی این طور برداشت می کنم که برای او هم محیط زیست جایگاه ویژه ای ندارد. او هم مانند بقیه به محیط زیست به چشم مقوله ای لوکس و فانتزی نگاه می کند و هنوز به این باور نرسیده است که تنها ضمانت درست برای توسعه پایدار و منطقی، حفظ محیط زیست است. او حتی در فیلم تبلیغاتی اش یک بار هم از کلمه محیط زیست و کلمات مرتبط با آن صحبت نکرد. اما احمدی نژاد با زیرکی خاصی درباره وضعیت دریاچه ارومیه صحبت کرد.
متاسفانه احساس می کنم اتفاقی که نباید می افتاد، در شرف وقوع است. محیط زیست در حال تبدیل به ابزاری برای تبلیغات سیاسیون است. از این اتفاق ناخوشایند می ترسم...

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 1:14 توسط سرباز زمین |

پیش در آمد:
قبل از هر چیز بگویم که این تیتر و مطلب به انگیزه راه انداختن یک بازی وبلاگی نوشته نشده. البته اگر آنهایی که این نوشته ها را می خوانند دوست دارند این را به یک بازی وبلاگی (از همان هایی که یکی موج مکزیکی راه می اندازد بقیه ادامه می دهند!) تعبیر مختارند. من هم استقبال می کنم. اگر نه، نه!

پیش زمینه:
سال گذشته بود که با گرگ خاکستری داشتیم خیال پردازی می کردیم و می خندیدیم. محور صحبتمان درباره رئیس جمهور شدن گرگ خاکستری بود و اینکه اگر او رئیس جمهور شود چه کار می کند. او که از برنامه هایش می گفت، کابینه اش را هم مشخص کرد! ریاست سازمان حفاظت محیط زیست به همسرش رسید. روشنا (همسر گرگ خاکستری) هم قول داد فرماندهی گارد حفاظت از محیط زیست را به من تفویض کند!
هرچند که در صورت پیروزی گرگ خاکستری در انتخابات! قرار است من فرمانده گارد محیط زیست شوم، اما حالا که این دوست ما از کاندیداتوری صرف نظر کرده (!) من هم خودم را در طبقه نهم سازمان حفاظت محیط زیست و پشت میز ریاست این سازمان تصور می کنم. بالاخره هر چه باشد، ذهن آدم در خیال پردازی حد و مرزی نمی شناسد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:23 توسط سرباز زمین |

ضمیمه اعتماد:ماجراي سيل قم هنوز ادامه دارد؛ همان سيلي که در هفته دوم تعطيلات نوروز در «رودخانه قم» جاري شد و خسارت هاي جاني و مالي برجاي گذاشت. جاري شدن سيل در يک رودخانه و خسارت مالي و جاني به اندازه کافي خبري عجيب بود ولي عجيب تر از آن سخنان استاندار قم در رابطه با اين حادثه بود. محمد ناظمي اردکاني هفته گذشته به خبرنگاران گفته بود؛ «براي اجراي مطالعات طرح تغيير مسير رودخانه قمرود از داخل شهر به بيرون شهر يک ميليارد ريال اعتبار اختصاص يافت.» او که «رودخانه قم» را براي «اسکان زائران و پارکينگ وسايل نقليه» لازم دانسته، گفته است؛ «ما بايد در خصوص اجراي اين طرح جدي باشيم تا بتوانيم از اين ظرفيت مناسب در محدوده شهري به خوبي استفاده کنيم.» اين درست که طغيان رودخانه قم باعث وارد شدن خسارت به زائران و شهروندان قمي شده است. اما وارد شدن اين خسارت ها نه به دليل وجود رودخانه در شهر که به دليل تصميم اشتباه شهرداري قم در سال هاي گذشته بوده است.
عبور رودخانه از يک منطقه تابع شرايط مختلفي چون عوارض زمين، نوع خاک و... است. بستر رودخانه نيز طي ساليان دراز شکل مي گيرد و تغيير آن تنها با عوامل طبيعي امکان پذير است. به بيان ديگر نمي توان جهت رودخانه ها را به صورت مصنوعي تغيير داد چرا که جاري شدن سيل در مسير رودخانه امري طبيعي است و سيلاب در حالت عادي مسيري را طي مي کند که عوارض زمين اجازه مي دهند. پس حتي در صورت تغيير مسير رودخانه به وسيله کانال و آبراهه هاي مصنوعي، در واقع جاري شدن سيل و طغيان رودخانه، آب دوباره همان مسير قديمي خودش را طي خواهد کرد؛ و دوباره روز از نو روزي از نو...
با اين حساب تغيير مسير رودخانه تنها هزينه را افزايش مي دهد و هيچ سودي به حال سيلاب و مهار آن نخواهد داشت. تنها راه جلوگيري از وارد شدن خسارت ناشي از سيل، بازگرداندن بستر رودخانه به حالت عادي مکان يابي براي احداث پارکينگ در محلي مناسب و به دور از خط است. وگرنه هر چند سال يک بار، با طغيان رودخانه، خسارت هاي اينچنيني به اموال شهروندان وارد خواهد آمد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:15 توسط سرباز زمین |

ضمیمه اعتماد: در واپسين ماه هايي که بيل کلينتون در کاخ سفيد حضور داشت، ال گور و جرج بوش پسر در حال سفر به ايالت هاي مختلف امريکا بودند تا برنامه هاي خود را به گوش مردم کشورشان برسانند. اين دو نفر بر سر مسائل مختلف با هم اختلاف نظر داشتند و گاه مناظره هاي آنان شکل دعوا به خود مي گرفت. يکي از اساسي ترين اختلافات آنها، مساله محيط زيست بود چرا که ال گور برنامه هاي خود را با تاکيد بر حفظ محيط زيست اعلام کرده بود اما بوش اين ديدگاه را رد مي کرد و معتقد بود اقتصاد و سياست خارجي از همه چيز مهم تر است، تا جايي که بوش در يکي از سخنراني هايش ال گور را به باد انتقاد گرفت و گفت؛ «او درباره مسائل زيست محيطي بيش از حد پافشاري مي کند، پافشاري هاي او باعث مي شود در چند سال آينده نيمي از امريکايي ها شغلي نداشته باشند.»هرچند ال گور در انتخابات امريکا پيروز نشد و پس از آن، عطاي سياست را به لقايش بخشيد، اما سياست هاي اقتصادي بوش نيز چندان پايدار نبود و در حال حاضر بسياري از امريکايي ها بيکار هستند. تقابل ديدگاه طرفدار محيط زيست و ديدگاه مخالف آن تنها در انتخاب جرج بوش مطرح نشد، بلکه سال گذشته نيز اين تقابل دوباره در انتخابات امريکا مطرح شد. اما اين بار نتيجه عکس دوره قبل بود و باراک اوباما موفق شد با اعلام برنامه اش در قبال محيط زيست، حمايت سبزها را نيز جلب کند. به دليل خسارت هاي عظيم اجتماعي و اقتصادي که دولت ها طي چند دهه اخير بر اثر تخريب محيط زيست و منابع طبيعي با آن روبه رو بوده اند، امروزه محيط زيست تبديل به مقوله يي زيربنايي و مهم در تصميم گيري کشورهاي توسعه يافته شده است. معمولاً کانديداهاي انتخاباتي اين کشورهاي برنامه يي منسجم و حساب شده براي صيانت از محيط زيست ارائه مي کنند. حتي در بعضي از کشورها نظير آلمان، احزاب سياسي سبز صاحب کرسي هاي مختلف نيز مي شوند.اما در کشور ما به رغم آنکه برابر قانون اساسي، حفظ محيط زيست وظيفه يي ملي است، اما کمتر کانديدايي به آن توجه جدي داشته است. شايد اولين بار که کلمات مرتبط با ادبيات زيست محيطي وارد تبليغات انتخاباتي شد، نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. در آن دوره، يکي از کانديداها روي بيلبورد تبليغاتي اش، از حفظ محيط زيست ياد کرده بود و چند کانديداي ديگر نيز در سخنراني هايشان، از واژه «توسعه پايدار» استفاده کرده بودند. با اين حال هيچ يک از کانديداهاي آن دوره برنامه يي مشخص را درباره محيط زيست کشور ارائه نکرده بودند. به زبان ديگر، به دليل تغيير اجتناب ناپذيرً نگرش جامعه نسبت به محيط زيست، اين مقوله صرفاً به عنوان حربه يي تبليغاتي مورد توجه قرار مي گرفت. کاهش بارندگي و تغييرات جوي در سال گذشته، خشک شدن تالاب ها، فقر و فرسايش خاک و در پي اين اتفاقات وارد شدن صدمه جدي به بخش کشاورزي کشور باعث شده مساله محيط زيست در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري اهميت ويژه يي بيابد. در اين ميان، سياست هاي زيست محيطي رئيس جمهور آينده نقشي اساسي را ايفا مي کند، چرا که شکوفايي اقتصاد کشور، خصوصاً در بخش کشاورزي تنها در گرو پايداري محيط زيست است. مهدي کروبي و ميرحسين موسوي که کانديداتوري خود را رسماً اعلام کرده اند، تاکنون هيچ گونه موضع گيري خاصي درباره محيط زيست اعلام نکرده اند. تنها ميرحسين موسوي در ستاد انتخاباتي خود کميته محيط زيست تشکيل داده است اما هنوز برنامه هاي موسوي براي نجات محيط زيست کشور اعلام نشده است. وجود کميته محيط زيست در ستادهاي انتخاباتي، اين امکان را براي فعالان و متخصصان محيط زيست فراهم مي کند تا مطالبات و انتظارات خود از رئيس جمهور آينده را درخواست کنند. به علاوه اين امکان را فراهم مي کند تا سبزها مشارکتي جدي تر در انتخابات داشته باشند. هرچند هنوز در ميان مردان سياست افرادي وجود دارند که توجه به محيط زيست را توطئه غرب و ژست غرب زدگي مي دانند، اما وظيفه قانوني دولت و ملت که موضوع اصل پنجاه قانون اساسي است، نبايد فراموش شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:11 توسط سرباز زمین |

امروز در خبرها آمده بود، شورايعالي محيط زيست مجوز حفارى گاز را در «پارك ملي نايبند» به وزارت نفت داد.
در ماه هاي گذشته، اين چندمين بار است كه كلمه شوراي عالي محيط زيست و تصميماتش در رسانه ها منعكس مي شود. شورايي كه فقط وقت رئيس جمهور را مي گرفت و با تصميم او منحل شد. با اينكه مجلس، احمدي نژاد را مكلف به بازگرداندن آن كرد اما رئيسجمهور گوشش به اين حرفهاي بدهكار نبوده و نيست و هيچ خبري مبني بر بازگشت شوراي عالي محيط زيست به صحنه تصميم گيري به گوش نمي رسد.
اما با اين حال هنوز هم سازمان حفاظت محيط زيست از شورايي صحبت به ميان مي آورد كه نام حفاظت از محيط زيست را يدك مي كشد. در حالي كه ماهيت آن نامشخص است. هنوز معلوم نيست كه جلسات شورا با حضور چه كساني تشكيل مي شود و دبيرخانه واقعي اين جمع، كجاست. آيا سازمان حفاظت محيط زيست است يا نه، دفتر رياست جمهوري؟
هنوز هيچكس نامي از چهارنفر متخصص محيط زيستي كه بايد در شوراي عالي حضور داشته باشند را فاش نكرده است و اينطور به نظر مي رسد كه هيچ متخصصي در اين شوراي عالي حضور ندارد.
اصلاً ذات تشكيل مجدد اين شوراي عالي مشكوك است. اگر شورايعالي محيط زيست دوباره به عرصه تصميم گيري بازگشته است، چرا جلسات آن بايد در كميسيون زيربنايي دولت تشكيل شود و چرا بايد وزرايي كه هيچ حقي در شوراي عالي محيط زيست ندارند در آن توانايي اظهار نظر و حق راي داشته باشند؟
جالب اينجاست كه شوراي عالي محيط زيستي كه دولت نهم ادعاي آن را دارد، فقط در مورد صدور مجوزهاي مخرب فعال است. مجوزهايي كه هر عقل سليم و بينش بدون تخصصي درباره دامنه تخريب هاي وسع آن شك ندارد؟
آنچه از اين طرز برخورد دولت، با شوراي عالي محيط زيست بر مي آيد، اين است كه هيأت وزيران قصد دارند تا با الصاق نام شوراي عالي محيط زيست به طرح هاي مخرب خود، توجيهي زيست محيطي براي آن پيدا كنند. وگرنه، هر كسي مي داند كه اكتشاف گاز در پارك ملي نايبند، تخريبي غيرقابل جبران را در پيش خواهد داشت.
اما سوالي را كه چند ماه پيش از خانم جوادي پرسيده بودم را دوباره در اينجا تكرار مي كنم:

سركار خانم جوادي لطفاً چند و چون شكلگيري مجدد شوراي عالي محيط زيست را براي ما تشريح كنيد. به ما بگوييد اين شورا كه ماهيت نا معلومي دارد و تصميم هاي مهمي را اتخاذ مي كند، تا چه حد منطبق بر قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست است؟ آيا دبير اين شورا شما هستيد يا نه؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 19:54 توسط سرباز زمین |

اعتماد ضمیمه: خبر عجيبي بود؛ «وقوع سيل در رودخانه قم»
اينکه چگونه جاري شدن سيلاب در يک رودخانه اهميت خبري پيدا مي کند، مساله يي جالب بود. چرا که اصولاً رودخانه محل عبور سيلاب هاي فصلي و آب هاي سطحي در طبيعت است. وقوع سيل در رودخانه به همان اندازه پديده يي طبيعي است که گاز گرفته شدن يک فرد توسط يک سگ؛ و همان طور که بنابر يک تعريف وقتي سگي کسي را گاز بگيرد، خبر نيست ولي اگر کسي يک سگ را گاز بگيرد خبر است، پس سيل در رودخانه قم هم نبايد اهميت خبري چنداني مي يافت. اما ماجرا به همين سادگي هم نبود. در واقع از چند سال قبل قسمتي از بستر رودخانه «قم رود» (که عموماً خشک بود) تبديل به پارکينگ عمومي خودروهاي زائران حرم حضرت معصومه(س) شده بود. شهرداري قم نيز به خيال آنکه رودخانه خشک شده است و ديگر خبري از بالا آمدن آب و طغيان نيست، اقدام به تغيير کاربري رسمي اين بخش از بستر رودخانه کرده بود.
هرچند اين زمين خالي براي چند سال نياز زائران به پارکينگ را رفع کرد اما بارندگي شديد روز دهم فروردين ماه باعث شد اشتباه و اقدام غيرکارشناسي شهرداري قم نمايان شود.
بارش باران بهاري و سرازير شدن آب هاي سطحي حاصل از باران به قم رود باعث طغيان رودخانه شد و سيلاب خودروهاي پارک شده در پارکينگ را با خود برد. علاوه بر خسارتي که به زائران و گردشگران وارد آمد، تاسيسات موجود در پارکينگ نيز آسيب ديد و عملاً اين فضا دوباره به بستر رودخانه تبديل شد.
با وجود آنکه بيش از چهار دهه از تصويب قانون حفظ حريم رودخانه ها در کشور ما مي گذرد، اما اين قانون نيز همانند بسياري از قانون هاي مرتبط با محيط زيست و منابع طبيعي به دست فراموشي سپرده شده است. در ثاني حتي اگر قانوني در رابطه با حريم رودخانه ها نيز وجود نداشته باشد، چهره طبيعت، به خودي خود حريم ها را مشخص کرده است. عرض بسيار زياد يک رودخانه، به رغم کم آبي و خشک بودنش، مويد اين مطلب است که مواقعي خاص، حجم عظيمي آب از اين معبر، عبور خواهد کرد. حال اين مواقع خاص سالي چند بار است يا هر چند دهه يک بار است. پس نمي توان حريم رودخانه يي با اين مشخصات را به سادگي نقض کرد. متاسفانه خسارت هاي ناشي از نقض حريم رودخانه ها در کشور کم نيست. به عنوان مثال در سال 1383، در منطقه رودبار قصران وقوع رانش زمين باعث وارد شدن خسارتي سنگين به ويلاهاي اطراف رودخانه شد. قسمتي از کوه به واسطه حرکات تکتونيک زمين جابه جا شد و مسير رودخانه را تغيير داد. ويلاهايي که در سوي ديگر رودخانه احداث شده بودند در مسير جديد رودخانه قرار گرفتند و حياط آنها تبديل به بستر جديد رودخانه شد؛ ويلاهايي که به گفته اهالي، هر کدام بيش از يک ميليارد تومان ارزش داشتند ديگر حتي به قيمت يک ريال هم خريدار نداشتند.
نمونه هاي اينچنيني بسيارند، اما معلوم نيست اين ماجرا تا کي ادامه خواهد داشت، و معلوم نيست تا کي اخباري عجيب و غريب نظير «سيل در رودخانه قم» بايد به گوش برسد.

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:6 توسط سرباز زمین |

جمهوریت: بیش از ٤٠ ماه از فعالیت دولت نهم می گذرد و امروز بسیاری از کارشناسان محیط زیست معتقدند که این دولت، از نظر رعایت اصول زیست محیطی در جایگاه نازلی قرار دارد. نزول ١٤ پله ای کشور از نظر عملکرد زیست محیطی در سال گذشته، شاهدی بر این مدعاست.
وقتی فاطمه واعظ جوادی با حکم محمود احمدی نژاد وارد ساختمان پردیسان شد، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود، از سازمان حفاظت محیط زیست با عنوان «ویرانه» یاد کرد و معتقد بود که دولت قبل، کار زیادی را انجام نداده است. هر چند این اظهار نظر، واکنش منتقدان دولت را در پی داشت اما می توانست کور سوی امیدی را برای فعالان محیط زیست به وجود آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 13:44 توسط سرباز زمین |

سال تحویل شد ولی هنوز تاریخ تغییری نکرده! هنوز همان 30 اسفند 1387 است که امروز صبح هم بود!
از کودکی روزهای قبل از تحویل سال را بیشتر دوست داشتم تا روزهای بعد از آن را. همان روزهایی که همه دنبال خرید و حساب و کتاب و بدو بدو هستند. انگار در روزهای آخر اسفند زندگی بیشتر جریان دارد. انگار تنها همان روزهاست که زندگی از یکنواختی خارج می شود و آدمها فرصت دارند کمی به خود فشار بیاورند و برای سال جدید، فکرهای جدید بکنند.
به لباس ها و رنگ های جدید فکر کنند، به سفرهایی که فرصتشان فراهم شده، برنامه هایی که هیچ وقت فرصت انجامش را نداشتند.
تنها همان روزهاست که آدمها فرصت دارند خلاق باشند. همان روزهاست که زندگی از یکنواختی خارج می شود.
اما بعد از در شدن توپ دیگر مسئله فرق می کند، دوباره یکنواختی زندگی از سر و کول آدم بالا می رود و آنجاست که باید انتظار اسفندی دیگر را بکشی.
اسفندی که در روزهای پایانی اش بنفشه ها را در هدیه می دهد...
ای کاش...

برای همه، سالی متفاوت را آرزو می کنم.

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 16:12 توسط سرباز زمین |

آنها که حضور خود را در انتخابات دهم رياست جمهوري اعلام کرده اند، با استفاده از ابزارهاي مختلفي چون سايت هاي خبري، سخنراني و مصاحبه هاي مطبوعاتي مواضع خود را در قبال مسائل کشور اعلام مي کنند. اين موضع گيري ها معمولاً درباره مسائلي است که دولت نهم در آنها عملکرد مناسبي نداشته است. يکي از اين مسائل، حفظ محيط زيست و سياست هاي دولت در زمينه بهره برداري از منابع طبيعي است.

ورود مساله محيط زيست به ادبيات انتخاباتي به اين دليل اتفاق افتاده است که در حال حاضر بسياري از منابع طبيعي کشور، از سياست هاي نادرست و توسعه ناپايدار، آسيب هاي جدي ديده است تا جايي که در سال گذشته، رتبه کشور در شاخص عملکرد زيست محيطي از رتبه 53 با 14 پله سقوط در رتبه 67 قرار گرفت. هرچند رئيس سازمان محيط زيست اين رتبه را قبول ندارد و به خود نمره 20 مي دهد، اما صدور مجوزهاي تخريب و بهره برداري غيراصولي در مناطق طبيعي و حفاظت شده کشور از سوي سازمان محيط زيست، اين افت را به خوبي نشان مي دهد.

در اين ميان اعتراض هاي گسترده فعالان محيط زيست و مطبوعات به تخريب اکوسيستم هاي منحصر به فرد و به خطر افتادن تعادل زيستي در زيستگاه هاي کشور، باعث شده يکي از محورهاي ادبيات انتخاباتي کانديداهاي دوره دهم رياست جمهوري به موضوع محيط زيست اختصاص يابد. راهيابي مسائل زيست محيطي به بيانيه هاي انتخاباتي و قرار گرفتن آن در ميان مسائلي چون اقتصاد را بايد به فال نيک گرفت چرا که محيط زيست در 30 سال گذشته، همواره مساله يي حاشيه يي به حساب آمده و به رغم وجود اصل پنجاهم قانون اساسي، کمتر دولتي آن را جدي گرفته و در سرفصل فعاليت هاي خود، صيانت از منابع طبيعي و حفظ محيط زيست را قرار داده است.

با اين وجود آن طور به نظر مي رسد که کانديداهاي رياست جمهوري، از مساله محيط زيست به عنوان يک حربه تبليغاتي استفاده مي کنند چرا که معمولاً هر کانديدا براي نشان دادن دغدغه خود درباره موضوعات مختلف، در ستاد انتخاباتي خود کميته يي درباره آن موضوع خاص تشکيل مي دهد و برنامه خود را براي رفع معضلات آن حوزه اعلام مي کند اما در حوزه محيط زيست، با وجود آنکه انتقادات زيادي از سوي برخي کانديداها و وابستگان شان به عملکرد سازمان محيط زيست وارد شده است، اما هيچ برنامه مشخصي از سوي آنان براي رفع مشکلات زيست محيطي کشور ارائه نشده است.

آنچه مسلم است نياز به يک برنامه حساب شده و قوي براي رفع معضلات زيست محيطي کشور است. معضلاتي که معمولاً توجه خاصي را به خود جلب نمي کنند ولي ردپاي آنها در اقتصاد و مسائل اجتماعي به خوبي مشهود است. ترميم طبيعت آسيب ديده و رفع معضلات حوزه محيط زيست، نياز به برنامه يي دارد که علاوه بر معرفي شخصي آگاه و توانمند براي تصدي پست رياست سازمان محيط زيست، چگونگي توجه کل بدنه دولت آينده به حفظ محيط زيست را نيز تشريح کند.

تنها در چنين شرايطي است که مي توان به شعارهاي انتخاباتي زيست محيطي يک کانديدا اميدوار بود؛ شعارهايي که معمولاً هيچ گاه عملي نمي شوند.

در روزنامه اعتماد بخوانید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 16:47 توسط سرباز زمین |

تنها يک سال از مدت اجراي قانون برنامه چهارم توسعه باقي مانده است

توسعه منهاي محيط زيست 

 

قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در يازدهم شهريورماه 83 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد و براي سال هاي 1384 تا 1388 لازم الاجرا شد. هرچند اين قانون در زمان فعاليت دولت هشتم به تصويب رسيد اما قسمت عمده برنامه پنج ساله چهارم بايد توسط دولت نهم به اجرا مي رسيد.آنچه اين قانون را از ساير قوانين برنامه توسعه متمايز مي سازد، وجود بخش محيط زيست است. گنجاندن بخش محيط زيست اين نويد را به همراه داشت که توجه قانونگذاران از توسعه اقتصادي يکجانبه به توسعه پايدار و منطبق با اصول زيست محيطي تغيير کرده است. اما با گذشت چهار سال از تصويب قانون اين برنامه پنج ساله هنوز بسياري از ماده هاي آن در بخش محيط زيست به اجرا در نيامده است. حال بايد ديد که در مدت يک سال باقي مانده از مدت اجراي قانون برنامه چهارم دولت تا چه حد مفاد اين قانون را به اجرا در خواهد آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 12:23 توسط سرباز زمین |

سالها قبل، زمانی که یک عضو ساده و کم سن و سال جبهه سبز ایران بودم، نشست هایی آموزشی برگزار می شد که به نشست های ماهانه معروف بودند. در یکی از این نشست ها آقای دکتر کهرم حضور داشتند. موضوع صحبت ایشان هم درباره یوزپلنگ و وضعیتش در ایران بود. من تا آن زمان اصلا نمی دانستم موجودی به نام یوزپلنگ در ایران زندگی می کند و تنها در چند مستند حیات وحش تصویرهایی از دویدن و شکار کردن این گونه دیده بودم.

در همان سالها هم بحث بر سر انقراض یوزپلنگ مطرح بود و برخی معتقد بودند که کار از کار گذشته است و یوزپلنگ ها تا چند سال دیگر منقرض خواهند شد. اما با این حال پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال 1380 آغاز به کار کرد و پس از مدتی فعالیت، وجود 70 قلاده یوزپلنگ را اعلام کرد. هر چند که این آمار قطعیت نداشت اما همین رقم هم کافی بود تا محققان و پژوهشگران حیات وحش به فعالیت های حفاظتی امیدوار شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:29 توسط سرباز زمین |


امسال هم مانند سال گذشته از خریدن ماهی قرمز معذورم! چون اولاً هیچ قصد ندارم به خاطر پایبندی به سنتی که دلیل و مبدأ آن را نمی دانم، شاهد مرگ یک موجود زنده در خانه ام باشم. ثانیاً ترجیح می دهم بیشتر هوای یاکریم هایی را داشته باشم که در انبار خانه مان لانه گذاشته اند. حداقل برای یک کریم ها نیازی نیست پولی بپردازم!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 14:15 توسط سرباز زمین |

به پايان سال نزديک مي شويم. به آغاز بهار. آنها که به طبيعت علاقه دارند، در روزهاي پاياني اسفند، علاوه بر خانه تکاني، خريد و... يک وظيفه ديگر براي خود قائلند؛ درختکاري.
هر سال با شروع بهار، طبيعت درختان جديدي به خود مي بيند که توسط علاقه مندانش به او اهدا شده است. قديم ترها رسم جالبي بود؛ در بهار زندگي هر فرد، يک درخت به زمين اهدا مي شد يعني هر نوزادي که به دنيا مي آمد، والدينش به شکرانه قدم نورسيده يک درخت به طبيعت هديه مي کردند تا هم يادماني باشد از هر انساني که پا در زمين گذاشت و هم اداي ديني باشد به طبيعت که آنها را در پناه خود حفظ مي کند.
هر چند امروز، شهرنشيني کمتر اجازه عمل کردن به اين رسم را مي دهد اما هنوز هم شهرهايي وجود دارند که شهروندانش به اين رسم پايبند هستند. خداوند تمام جان باختگان زلزله بم را رحمت کند. در همين شهر بم به تعداد آدم ها درخت نخل وجود دارد و هر نخل يادمان کودکي است که روزگاري با تولد خود دل خانواده اش را شاد کرده است. معلوم نيست بعد از زلزله، چند نفر از آن کودکان هنوز زنده هستند اما قدرمسلم، اگر هم ديگر در اين جهان زندگي نمي کنند، نخل همزادشان براي بازماندگان تداعي حضورشان در بم را زنده مي کند. چه خوب بود اگر اين رسم هميشه دنبال مي شد، اگر هر کس درخت همزادي داشت. در آن صورت، دست کم زمين هفت ميليارد بيشتر درخت داشت و شايد با بسياري از مشکلات امروز روبه رو نبود.اما حالا هم دير نشده. مهم نيست که ما همزاد درخت داريم يا نه. هنوز هم مي توان براي خود درختي داشت، درختي کاشت.
روزهاي آخر سال را براي درختکاري از دست ندهيد.

در ضمیمه اعتماد بخوانید

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 21:14 توسط سرباز زمین |

امشب مراسم اعطای جایزه دکتر تقی ابتکار بود. در این مراسم به چند نفر از فعالان محیط زیست جوایزی اعطا شد. سه نفر از خبرنگاران محیط زیست هم در جمع تقدیر شدگان حضور داشتند. آقای رحمت الله رجایی، از خبرنگاران شهرستانی جایزه اول را گرفتند. سپس از علیرضا غمخوار، خبرنگار با سابقه خبرگزاری ایسنا و مژگان جمشیدی نیز تجلیل شد. برای این دوستان عزیزم آرزوی موفقیت های بیشتر دارم و باز هم تبریک می گویم.
اما مسئله ای که باعث شد در این ساعت از شب دست به کیبورد شوم! و این پست را بگذارم، مربوط به یکی از علاقه های جالب ما ایرانیان است. همان علاقه عجیب و قوی ما به داشتن سمبل و قهرمان و اسطوره و پدر و...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 1:7 توسط سرباز زمین |

برتولت برشت در شعري مي گويد؛
«اگر تا ابد مي مانديم
هر چه هست دگرگون مي گشت
از آنجا که جاودان نيستيم
چه بسا چيزها که دست نخورده باقي مي ماند»

مطالب زيادي از سابقه برشت نمي دانم. احتمالاً او اين شعر را درباره موضوعي سياسي در زمان خود سروده است، ولي در شعرش به مساله جالبي اشاره کرده و آن نداشتن عمر جاويدان است.
براي چند لحظه تصور کنيد که عمر جاويدان داريم و هرگز نمي ميريم. دقيقاً مانند سرنوشت «فوسکا»، مردي که در داستان «همه مي ميرند» نوشته «سيمون دوبوار» هرگز نمي ميرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 2:17 توسط سرباز زمین |

فاطمه واعظ جوادي

شايعه بركناري فاطمه واعظ جوادي، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در هفته گذشته بر سر زبان ها افتاد. عده اي معتقد بودند كه بركناري او به خاطر ماجراهاي مالي همسرش مجيد يزداني است. چرا كه در سال گذشته خبر بازداشت يزداني از رسانه ها به گوش مي رسيد كه البته كمي بعد ان خبر تكذيب شد. اما عده اي ديگر علت اين بركناري را با احداث پلايشگاه بهشهر مرتبط مي دانند. آنها معتقدند كه برخي افراد با نفوذ در دولت، به خاطر مخالفت سازمان محيط زيست با احداث پلايشگاه در بهشهر، خواستار بركناري جوادي از رياست اين سازمان شده اند.
اين مسئله كه آيا بركناري جوادي صحت دارد يا خير، از اهميتي نسبي برخوردار است. اما مسئله مهمتر اينجاست كه آيا همه تقصيرها به گردن جوادي است يا خير؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 19:28 توسط سرباز زمین |

اعتماد: يکي از وجوه تشابه هنرمندان و طرفداران محيط زيست، وجود افراد منتقد در حوزه هاي فعاليت اين دو گروه است. البته منتقدان اين دو گروه، يک فرق اساسي با هم دارند؛ منتقدان آثار هنري اصولاً افرادي هنردوست و علاقه مند هستند و معمولاً هدف شان اعتلاي هنر و بهبود کيفيت آثار هنري است. اما در نقطه مقابل منتقدان تفکر زيست محيطي معمولاً هدف شان اعتلاي اين تفکر نيست، بلکه اکثر آنها از ريشه و اساس با اين انديشه مخالف هستند. معمولاً افرادي که با انديشه سبز و طرفدار محيط زيست به مخالفت مي پردازند، از اين نوع تفکر به عنوان «ترمز توسعه» و عاملي براي جلوگيري از رفاه انسان ها ياد مي کنند. آنها معمولاً معتقدند انسان به عنوان تنها موجود ذي شعور حق دارد هر اندازه که دلش خواست در منابع کره زمين دخل و تصرف انجام دهد و فقط در جهت منافع خود گام بردارد. اين مساله که انسان حق دارد در جهت منافع خود گام بردارد، ديدگاهي کاملاً مقبول است چراکه به قول معروف انسان هم مانند ساير موجودات «جان دارد و جان شيرين خوش است» پس بسيار طبيعي است که انسان ها بقاي خود را مهم ترين هدف زندگي شان بدانند.
در واقع تفاوت سبزها و منتقدان شان در نگرش به بقا است. سبزها معتقدند تمامي عناصر موجود در کره زمين در زندگي انسان (و ساير موجودات) تاثير دارند و بالطبع هر تغييري در اين شبکه پيچيده، باعث تغيير هر کدام از عناصر آن مي شود. اين موضوع نظريه چند طرفدار محيط زيست نيست، بلکه قانون اثبات شده در طبيعت است و بارها و بارها نمودهاي عيني آن در طول زندگي انسان بر کره زمين مشخص شده است. اگر طرفداران محيط زيست دائماً به آلودگي مناطق دوردست، انقراض حيوانات وحشي و از بين رفتن پوشش گياهي اعتراض مي کنند، نه به خاطر سرخوشي و بي دردي که به خاطر بقاي نسل انسان اين کار را انجام مي دهند.
آنها هم مثل ساير انسان ها مهم ترين دغدغه شان حفظ نسل انسان است و معتقد ند نبايد با استفاده نادرست از قوه تعقل موجبات انقراض خود را به وجود آورند. مطمئن باشيد هيچ طرفدار محيط زيستي از کره مريخ به زمين نيامده و مطمئن باشيد هيچ انساني دغدغه يي مهم تر از حفظ بقاي خود ندارد.
اطمينان داشته باشيد که ما هم سنگ خود را به سينه مي زنيم.

--------

توضیح: وقتی در حال نوشتن این یادداشت بودم، دوستی با من تماس گرفت و نشانی جدید ای-میلش را به من گفت. من هم که کاغذ و قلم روبرویم بود و نشانی ای-میل را بالای همان کاغذ یادداشت کردم. حروفچین روزنامه هم فکر کرده بود که این نشانی ای میل من است و آن را تایپ کرده بود. علیرغم اینکه من به مسئول صفحه توضیح دادم که این ای میل برای من نیست، اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد و ایمیل دوستم به اشتباه در پایین مطلب چاپ شد! خدا رو شکر که این آدرس درست چاپ نشده، وگرنه دوستم باید به جای من جواب آنهایی را میداد که از مطالب من خوششان نمی آید! این توضیح را نوشتم که بدینوسیله از دوستم و شما عزیزانی که روزنامه ما را می خوانید عذر خواهی کرده باشم. ببخشید!

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 0:8 توسط سرباز زمین |

آخ که چه چرخی می زند این چرخ روزگار...
هستی کوچولو به دنیا آمد. آنهم درست وقتی که یک هفته قبل مادر بزرگش فوت کرد. آمد تا به مادر ثابت کند هیچ وقت تنها نیست.
هستی کوچولو به دنیا آمد. ده سال صبر کرد تا به دنیا آمد. پدر و مادرش خیلی تلاش کردند، دست به دامن طبیب و حکیم شدند، اما باز هم به دنیا نیامد. باید وقتش فرا می رسید و حالا وقتش بود. حالا که مادربزرگ چند سالی با سرطان دست و پنجه نرم کرده بود. حالا که مادر تمام فکر و ذکرش مادر بزرگ بود. مگر مادر در این دنیا که را داشت؟ مادربزرگ همه چیز بود. مادربزرگ همه کس بود. مادر بزرگ یعنی همه مهربانی عالم. یعنی خودِ خودِ زندگی. مادربزرگ نباید تمام می شد، نباید فراموش می شد.
هستی آمد تا هر وقت صدایش می کنی، به یاد بیاوری که هستی یعنی مادر بزرگ، هستی یعنی همه کس و همه چیز، همه مهربانی عالم، هستی یعنی خودِ خودِ زندگی.
من دیگر تنها بچه ساکن آپارتمان پلاک 34 نیستم. دیگر یک همبازی دارم. هستی! هستی تمام ما. هستی همه آنها که از آمدنش، لبخند زدند، در حالی که چشم هایشان خیس بود.
حالا دیگر از ساختمان ما صدای هستی به گوش می رسد. دیگر وقتی از خانه خارج می شوم، منتظرم تا کودکی را در حیاط خانه ببینم، از دور به او لبخند بزنم، بگویم:" سلام عمو جون، صبحت به خیر!" و او هم جواب سلامم را بدهد. من گونه اش را بوسم و به او بگویم" آخ که چقدر چسبید!" و او به من لبخند بزند.
هستی خانه ما آمد...
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 23:25 توسط سرباز زمین |

يادش به خير آن روزها، آن زمان که آلودگي هواي تهران را مي شد از کلفتي و نازکي يک خط فهميد. پدر رانندگي مي کرد که با انگشت، جايي در دوردست، پشت درختان تبريزي حاشيه جاده پاسگاه نعمت آباد به اسلامشهر را نشان مي داد. کوه به دو قسمت تقسيم شده بود. بالا سفيد و پايين کمي کدرتر و خطي خاکستري فصل مشترک آنها بود. پدر مي گفت؛ «خط دود را مي بيني؟ مي بيني هوا کثيف است؟» و من که تازه هفت سالگي را رد کرده بودم، به خطي خيره شدم که در زمينه سفيد کوه، خطوط عمود سلسله وار تبريزي هاي حاشيه جاده را قطع مي کرد. اگر باران مي باريد، خط خاکستري کمرنگ بود و اگر نه، به سياهي مي زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 1:6 توسط سرباز زمین |

اعتماد: در آب هاي جنوب ايران جانوري زندگي مي کند که تصوير همنوعانش را در بسياري از مستندهاي حيات وحش ديده ايم. گاوهاي دريايي پستانداراني گياهخوار و نسبتاً عظيم الجثه هستند که در قسمت هاي شرقي و غربي اقيانوس هند و غرب و شمال غرب اقيانوس آرام زندگي مي کنند. اين جانوران منزوي که وزن آنها گاه به 900 کيلوگرم مي رسد، از گياهان دريايي تغذيه مي کنند، عمده ساعات روز را در بستر دريا مي مانند و گاه براي تنفس به سطح آب مي آيند...
 
 
 و همچنین بخوانید: ● راه نجاتی وجود ندارد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:10 توسط سرباز زمین |

 

اعتماد: اين مساله که چگونه يک روبات زباله جمع کن - که به همراه سوسک مکانيکي اش، تنها ساکنان کره زمين هستند- عاشقي پيشه مي کند و دل به يک روبات پيشرفته تر از خودش مي بازد، موضوع اين يادداشت نيست. هدف از نگارش اين يادداشت فقط مروري ساده و گذرا بر اين مساله است که چگونه فضاي کره زمين، تبديل به فضايي مي شود که سازندگان «وال- اي» آن را به تصوير کشيده اند. داستان وال- اي مربوط به 700 سال بعد است، يعني زماني که انسان ها آنقدر زمين را آلوده کرده اند که ديگر قابل زيستن نيست. پس خود فراري شده اند و در سفينه يي خارج از جو زمين زندگي مي کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:8 توسط سرباز زمین |

عكس: عباس كوثري/ اعتماد

اعتماد:آيا تا به حال براي شما پيش آمده که در کنار خيابان منتظر تاکسي يا اتوبوس ايستاده باشيد و خودروهاي تک سرنشيني را ببينيد که راننده هايشان بدون توجه به شما، در حال تردد هستند؟ آيا تا به حال از خود سوال کرده ايد که چرا رانندگان خودروهاي تک سرنشين در اين ترافيک و آلودگي هوا و سهميه بندي بنزين بازهم با خودروي خود از خانه خارج مي شوند؟
آيا تا به حال سعي کرده ايد تعداد اين خودروها را بشماريد؟ آيا سعي کرده ايد تعداد افرادي را که در ايستگاه، منتظر رسيدن اتوبوس در ترافيک سنگين خيابان ها هستند بشماريد؟ آيا تا به حال از راننده يکي از خودروهاي تک سرنشين پرسيده ايد چرا در اين ترافيک و شلوغي و آلودگي سرسام آور باز هم با خودرو شخصي به خيابان آمده است؟ آيا آن راننده علت اين کارش را ضعف سيستم حمل ونقل عمومي عنوان کرده است؟ آيا در جواب او نگفته ايداگر خودروهاي کمتري در خيابان تردد کنند ترافيک به وجود نمي آيد و وسايل حمل ونقل عمومي سريع تر در شهر حرکت مي کنند و مسافر بيشتري را جابه جا مي کنند؟ آيا راننده ديگري علت ترددش با خودرو تک سرنشين را دوري محل کار عنوان کرده است؟ آيا به او گفته ايد مي تواند با همکارانش قرار بگذارد تا در مسيرهاي مشترک به صورت جمعي از يک خودرو استفاده کنند، يا حداقل در بعضي از مسيرها افراد منتظر تاکسي و اتوبوس را سوار کنند؟
آيا خود شما خودرو شخصي داريد؟ آيا معتقديد حل معضل ترافيک و آلودگي هوا فقط و فقط بر عهده دولت و شهرداري و... است؟ آيا فکر مي کنيد با وجود اين همه خودرو فعال در تهران و شهرهاي بزرگ، زبده ترين مهندسان ترافيک جهان هم قادر به حل معضل ترافيک هستند؟ آيا اين روشي عقلاني است که هزينه، وقت و سلامت خود را در ترافيک هدر دهيم، ديگران را مسوول بدانيم و در نهايت همان روش را دائماً تکرار کنيم؟ آيا ما وظيفه نداريم براي سلامت خودمان کاري انجام دهيم؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 20:15 توسط سرباز زمین |

امروز سالگرد حادثه بم است. زمانی که این اتفاق افتاد، من در شهر کرمان دانشجو بودم و به همین دلیل یک نیمروز پس از زلزله، در بم حاضر شدم. از آن روز تا امروز، حرفی در دلم مانده بود که هیچ وقت فرصت نوشتن آن دست نداد. نوشتن درباره اشتباه بزرگ ستاد حوادث غیر مترقبه در مدیریت بحران منطقه. خوشبختانه دیروز بالاخره موفق شدم این موضوع را بنویسم که در صفحه 8 اعتماد امروز چاپ شد.
قسمتهایی از یادداشت هایم درباره بم در روزهای اول زلزله را می توانید اینجا بخوانید.



به انگيزه پنجمين سالگرد زلزله بم
زلزله، بحران، مديريت

پنج سال از واقعه زلزله بم گذشت؛ واقعه يي که هنوز از خاطر جامعه پاک نشده است و افراد با تاسف زياد از آن ياد مي کنند.
درباره امدادرساني به آسيب ديدگان و نوسازي شهر بم نوشته ها و صحبت هاي زيادي وجود دارد اما مساله يي که در مدت اين پنج سال به آن کمتر اشاره شد، چگونگي رويارويي با يک واقعه طبيعي (نظير زلزله بم) در ساعات اوليه رخ دادن است. نگارنده که در آن سال عضو يک گروه امداد و نجات بود و دست بر قضا به دليل تحصيل در دانشگاه در شهر کرمان زندگي مي کرد، مامور شد تا طي سفري يک روزه به بم، گزارشي از وضعيت کلي شهر و نيازهاي اوليه را براي مديران گروه امداد تنظيم کند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:29 توسط سرباز زمین |

قصاص قاتلان شهید ناصر پیروی، خبری بود که بازخوردهای متفاوتی را در پی داشت. عده ای از اجرای حکم قصاص (اعدام) خوشحال شدند و عده ای دیگر در برابر آن موضع مخالف گرفتند. اما با اینکه شخصاً با مجازات اعدام چندان موافق نیستم، از اجرای این حکم برای قاتلان شهید پیروی حمایت می کنم. چرا که این اقدام، اجرای قانون است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 21:25 توسط سرباز زمین |

کورش هخامنشی

قبل از هر چیز، باید بگویم آنچه در ادامه می خوانید نه به قصد توهین نوشته شده و نه به قصد تخریب و تحریف تاریخ. تنها مسایلی است که دغدغه شخصی من است و آن ها را با ذکر دلایلش نوشته ام. خواهش میکنم چند دقیقه تعصب را کنار بگذارید و اگر با گفته های من مخالفید برای من با ذکر دلیل بنویسید. 

متشکرم
سرباز زمین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:24 توسط سرباز زمین |

گاهي در خبرگزاري ها به اخباري برمي خوريم که حکايت از حمله حيوانات وحشي و درنده به انسان دارند. طبيعي است که در ابتداي امر بسياري از افراد جامعه در برابر اين واقعه متاسف شده و معمولاً موضعي در حمايت از انسان مورد حمله قرار گرفته مي گيرند، اما سوال اينجاست که کدام يک از دو طرف ماجرا محق تر است؟ انسان يا حيوان؟در دنياي امروز، پاسخ گفتن به اين سوال کمي مشکل است، چرا که امروزه به خاطر پيشرفت تکنولوژي و سهولت در دست يازي به منابع طبيعي، انسان خود را مالک طبيعت مي داند و اگر بخواهيم انسان را به دليل قدرتش در سود بردن از مواهب طبيعت، مالک آن بدانيم، تنها ذيحق ماجرا انسان است.اما آيا واقعاً انسان مالک زمين است و در بين موجودات زنده روي کره زمين بيشترين حق را براي حيات دارد؟ پاسخ اين سوال نزد هر فرد خبر از نگرش وي در برخورد با منابع طبيعي مي دهد؛نگرشي که انسان را مالک طبيعت مي داند، به او اين اجازه را مي دهد که به هر نحو از منابع طبيعي استفاده کند و تنها عامل بازدارنده را به خطر افتادن منافع انسان مي داند. اين نگرش هر عنصر طبيعت را تنها از منظر منفعتش براي انسان ارزشمند مي داند و براي حفظ بقيه تلاش نمي کند و حتي ممکن است به حذف آن نيز منتهي شود. از آنجا که اطلاعات و دانش انسان درباره محيط و به طور کلي کره مسکوني اش بسيار ناقص و ناکافي است، هيچ بعيد نيست که نگرش مالکيت انسان، حياتش را با مشکل مواجه کند. مثلاً ممکن است از گونه يي گياهي که در گذشته براي انسان مضر تشخيص داده شده و در معرض خطر انقراض است، دارويي براي درمان يک بيماري مهلک استخراج شود. حال اگر گونه منقرض شود، بسياري از انسان ها نيز بر اثر بيماري مي ميرند.دانشمندان علوم طبيعي و زيستي، امروزه موفق شده اند ارتباط همه گونه ها به هم را به اثبات برسانند. آنها ثابت کرده اند که تمامي زيستمندان کره زمين به نحو مستقيم و غيرمستقيم با هم در ارتباط هستند و در ادامه حيات نقش اساسي دارند. هرگونه حذف در طبيعت، بر شبکه حيات تاثير منفي داشته و در جايگاه خود، حيات را مورد تهديد قرار مي دهد. البته انسان هم يکي از زيستمندان اين کره خاکي است. انسان مدرن تنها به اين دليل صاحب جايگاه ويژه يي در جهان زنده است که به عنوان مصرف کننده اصلي در راس هرم حيات قرار دارد و اين قرار گرفتن در راس هيچ امتياز مالکيتي را به انسان نمي دهد. انسان هم مانند ساير زيستمندان، تنها يک عضو از شبکه حيات است که حقوقي برابر با سايرين دارد. پس طبيعي است که اعضاي يک مجموعه کم و بيش با اتفاقات و حوادث عادي و روزمره درون مجموعه روبه رو شوند.برخورد و درگيري يک انسان با حيوان درنده همان قدر طبيعي است که درگيري يک شير با يک پلنگ بر سر قلمرو.هرچند مرگ يک انسان تاسف بار است، اما در طبيعت حمله کردن حيوان وحشي يک قانون محسوب مي شود و راه دفاع انسان، استفاده از نيروي تفکر و تحليل موقعيتش است، به گونه يي که با خودداري از ورود به حريم زندگي ديگر جانداران، آنها را (ناخودآگاه) به مبارزه براي بقا دعوت نکند.

لینک در روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:53 توسط سرباز زمین |

اثر استاد درمبخش

مدتی است که استاد کامبیز درمبخش را ندیده ام. آخر می دانید تا قبل از اینکه کافه کتاب ثالث تعطیل شود، ایشان را در آنجا ملاقان می کردم. امروز دلم برایشان کلی تنگ شده بود. تصمیم گرفتم که در اینجا چند تا از کارهایشان را بگذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:33 توسط سرباز زمین |

دانش آموزان صانحه دیده درودزن

امروز در وبلاگ floppy به مطلب و عکس هایی درباره دانش آموزان درودزن برخوردم. دانش آموزانی که تا آخر عمر - حتی اگر خودشان بخواهند واقعه آتش سوزی در مدرسه شان را فراموش کنند- فقط کافیست در آینه نگاهی به خودشان بیاندازند و دوباره به خاطر بیاورند که نمی توانند لبخند بزنند...

آنوقت آقای ژنرال شهردار قصد دارد تا ۳ میلیارد تومان به لبنان کمک بفرستد و آنگاه اگر اتفاق مشابهی دوباره در کشور خودمان رخ داد، حداکثر اظهار تاسف کند و بس...

اینشتین گفت:«دو چیز انتها ندارد، آسمان و حماقت انسان ها. در مورد اولی زیاد مطمئن نیستم!» اما من جمله اش را اینطور تصحیح می کنم: « تنها چیزی که با قطعیت می توان از آن حرف زد، حماقت بی حد و حصر سیاستمداران دیکتاتور است!»

برای خواندن مطلب floppy و دیدن بقیه عکس ها اینجا را کلیک کنید

ایسنا: شهرداري30 ميليارد ريال به لبنان كمك مي‌كند

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط سرباز زمین |

بافق

پنج شنبه و جمعه به همراه دوستانم در انجمن یوزپلنگ ایرانی به بافق سفر کردیم. این سفر برای برپایی یک جشنواره برای کودکان بافقی انجام شد که قطعه هایی از اتفاقات آن را نوشته ام:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:54 توسط سرباز زمین |

جنگل ابر شاهرود

انگار بعضي از قضايا تمامي ندارند و انسان‌ها كارهايي را انجام مي‌دهند كه اثرات منفي و مخرب آن به خودشان بازمي‌گردد. آن وقت مي نشينند و دنبال علت مي‌گردند و البته هيچ وقت غرورشان، اجازه قبول مسئوليت به آن‌ها نمي‌دهد.
سال 1380 را هوطنان استان گلستان به نيكي به ياد دارند. آن سيل وحشتناك باعث شد شماري از خانواده‌ها داغدار عزيزانشان شوند و بسياري را مجبور كرد كه حتي تا همين امروز هم، خسارات سيل را جبران كنند. در آن زمان همه به دنبال علت سيل مي گشتند و جواب قانع كننده‌اي نمي‌يافتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط سرباز زمین |

امشب با چند نفر از دوستانم به دیدن فیلم "فرش ایرانی" رفتیم. فیلمی که حاصل کار پانزده نفر از کارگردان های ایرانی است و تماماً درباره فرش و جایگاه آن در فرهنگ و زندگی ایرانی هاست. نظیر این فیلم (که از پانزده اپیزود تشکیل شده) را قبلاً دیده بودم. مثلاً فیلمی به نام Paris je t'aime (پاریس دوستت دارم) وجود دارد که در بیش از بیست اپیزود، داستانهایی از "شهر عاشقان"، پاریس را نقل می کند. "فرش ایرانی" هم به همین صورت از قالی های نفیس ایرانی می گوید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 5:30 توسط سرباز زمین |

کاریکاتور از: استاد جواد علیزاده

کاریکاتور از: استاد جواد علیزاده

 

قصد داشتم بعد از پست مربوط به درختکاری، هیچ پست دیگری بر روی وبلاگم نگذارم و پست جدید مربوط به سالنامه 1387 زمین باشد (که این روزها حسابی درگیر تهیه آن هستم.) اما متاسفانه اتفاقاتی افتاد که مجبور شدم دست از کار بکشم و این مطلب را بنویسم.

همگی ما نام علاقمندان به محیط زیست را یدک می کشیم. قبل از نام وبلاگ هایمان هم کلمه "زیست محیطی" را ضمیمه می کنیم و البته مطالبی را هم در مورد محیط زیست می نویسیم. بعضی دیگرمان هم هستند که در دنیای مجازی فعالیت نمی کنند. ولی موضوع فعالیتشان محیط زیست است. حداقل برای خودمان روشن است که ما وبلاگ نویس های زیست محیطی (که تعدادمان از 100 نفر هم بیشتر است) و بقیه فعالان این عرصه، جملگی به طبیعت و محیط زیست عشق می ورزیم. اما مسئله ای که همیشه آزارم داده جنس فعالیت ماست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 2:6 توسط سرباز زمین |

 

 

امروز بالاخره به آرزویم رسیدم. با چند نفر از دوستانم برای کاشت درخت به دره ای در ابتدای جاده چالوس رفتیم. دره ای که به یک آبشار ختم می شد و دو طرف رودخانه آن، تعدادی درخت بید وجود داشت. متأسفانه درخت هایی که در اطراف رود وجود داشت، به دست افراد بی موالات یا سوزانده شده بودند و یا اینکه شکسته شده بودند.
نکته بسیار جالب اینجا بود که دو سه درخت بید در آنجا وجود داشت که عمری بالای 150 سال داشتند. گرداگرد این درخت ها، سنگ چین هایی قدیمی وجود داشت که نشان می داد یا این درخت توسط افرادی در سالیان بسیار دور کاشته شده و یا اینکه افرادی حداقل در پنجاه سال پیش سعی در حفاظت از این درختان داشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 21:54 توسط سرباز زمین |

     

مدتی می شد که به خاطر گیر و دارهای نیروی انتظامی، خبری از دوستان DVD فروشم نداشتم. تا اینکه به طور اتفاقی با یکی از آنها برخورد کردم و مانند تشنه ای که مدت هاست که حتی اسم آب را هم نشنیده، مشتاقانه به طرفش رفتم. همینطور که فیلم ها را زیر و رو می کردم، چشمم به جلد یکی از آنها خورد و روی آن نوشته شده بود "PERSEPOLIS"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:12 توسط عبدل اسمیت |

سه شب پیش میهمان یک دوست بودم. در میان کتاب هایش به عنوانی برخوردم که تحریکم کرد به خواندن:" The little prince". دو شب قبل هم وقتی در ساعت 2 نیمه شب به اتفاق همکارم از محل کار به طرف چاپخانه می رفتیم  تا نتیجه کارمان را برای چاپ تحویل دهیم، گوینده رادیو مشغول تعریف کردن داستان شازده کوچولو بود. اتفاقی که باعث شد تمام خستگی کار (که از ساعت 3 بعدازظهر تا آن ساعت از نیمه شب بدون وقفه انجام داده بودیم) از تنم بیرون رود. به خاطر این دو اتفاق جالب، این پست را برای آنتوان سنت اگزوپری و شازده کوچولویش می نویسم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 2:42 توسط عبدل اسمیت |

امروز از یک دوست خیلی خوب، یک هدیه بسیار با ارزش گرفتم: کتاب "سه دفتر" از فریدون مشیری.
ممکن است فکر کنید چرا گرفتن این هدیه برایم آنقدر جذاب بوده که حاضر شده ام، برای آن مطلبی بنویسم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:35 توسط سرباز زمین |

چند شب پیش شبکه چهارم فیلمی مستند را به نام "داستان ساداکو" به نمایش گذاشت. داستانی واقعی که بسیار تکان دهنده و تاثیر گذار بود. هنوز هم نمی توانم اندوهی را که از دیدن این برنامه و شنیدن داستان ساداکو در دلم به وجود آمد، پنهان کنم.
"ساداکو ساساکی"(1955-1943) دختر بچه ای ژاپنی بود و زمانی که فقط 2 سال داشت، حادثه انفجار هسته ای در هیروشیما (6 آگوست 1945) اتفاق افتاد. ساداکو بزرگ شد و در یازده سالگی، وقتی که مشغول تمرین برای یک مسابقه دو بود، زمین خورد و بر اثر جراحت بدن و آلودگی زمین به مواد رادیو اکتیو، به بیماری لوکمیا (بیماری بمب اتم) مبتلا شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 23:51 توسط سرباز زمین |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 1:32 توسط سرباز زمین |

پروژه آزادراه تهران شمال

هر وقت نسبت به یکی از طرح های عمرانی که باعث تخریب طبیعت و منابع طبیعی می شود، اعتراضی شکل می گیرد؛ مجریان طرح دادشان به هوا بلند می شود که برای این طرح ارزیابی زیست محیطی انجام شده است و تمامی جوانب امر در نظر گرفته شده است و چنین و چنان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 23:54 توسط سرباز زمین |

دیگر از چه بنویسیم به جز اعتراض؟ دیگر از چه بنویسیم به جز تخریب؟ دیگر از چه بنویسیم به جر مرگ...
نوشتیم آزادراه تهران شمال، انگ سیاسی بودن خوردیم. نوشتیم پاسارگاد، سد سیوند را با پافشاری افتتاح کردند. نوشتیم گلستان، جاده عریض تر شد! نوشتیم بختگان، پرندگان مرده را دیدیم... دیگر از چه بنویسیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:32 توسط سرباز زمین |

به یاد اولین مطالبم در وبلاگ سرباز زمین افتادم. راه اندازی وبلاگ من همزمان بود با قطع درختان لویزان و پس از آن مزاسم تشییع جنازه یک درخت در روز درختکاری. پس از حرف های قالیباف درباره ادامه پروژه قطع درختان لویزان، خاطرات تلخی برایم زنده شد. عکسهایش را در ادامه می آورم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 13:39 توسط سرباز زمین |