تبليغاتX
.:: سرباز زمین ::.

شاید گذاشتن نام داستان بر نوشته زیر صحیح نباشد. چون همه تکه ها واقعاً اتفاق افتاده و من تا جایی که حافظه یاری ام داده، عیناً نقل کرده ام. اما چیزی که مرا به نوشتن این متن واداشت، خوابی بود که در دو شب متوالی دیدم. هنوز هم دلیلش را نمی دانم. اما با مراجعه به حافظه و خاطراتم، عناصری که در خواب دیدم را تقریباً همه را قبلاً در عالم واقعیت دیده بودم.
نمی دانم، شاید دیدن این خواب به خاطر این بود که مدتی نسبتاً طولانی است که هر روز به گرگ ها فکر می کنم. ولی چرا دوشب پشت سرهم، یک خواب باید برایم تکرار شود؟ اعتراف می کنم که از درکش عاجزم. اگر با خواندن آن چیزی به نظرتان آمد لطفاً برایم بنویسید. سپاسگزارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 1:19 توسط سرباز زمین |