نگاهي به ساز و كار توسعه پاك براي احياي جنگلها و مبارزه با گرمشدن زمين
جنگلكاري، منبع درآمد جديد كشورها
فرهیختگان:
هميشه از حماقت پينوكيو ناراحت ميشديم. چون گربه نره و روباه مكار او را
گول ميزدند و از او ميخواستند تا درخت پول بكارد. پينوكيوي سادهلوح هم
سكههاي پدر ژپتو را برميداشت و در زمين ميكاشت. از نمك هم براي كود
استفاده ميكرد.
اما او خبر نداشت كه دوستان شيادش شبانه پولهاي او را از زير خاك برميدارند و هيچ وقت درخت پول نميرويد. اما امروزه كاشتن درخت و رسيدن به ثروت ديگر افسانه نيست. حالا ديگر بسياري از كشورها درخت ميكارند و از اين راه درآمد زيادي را كسب ميكنند. اين راه و روش را پروتكل كيوتو راهاندازي كرده است. در سال ١٩٩٠ سران كشورهاي جهان در شهر كيوتو ژاپن دور هم جمع شدند تا براي جلوگيري از گرمشدن زمين، اقدامي انجام دهند. انگشت اتهام به سوي يكي از فراوانترين عناصر موجود در جهان دراز بود. كربن و تركيب گازي آن، دياكسيد كربن مهمترين متهم در روند گرمشدن زمين شناخته شد و سران كشورها تصميم گرفتند ميزان دياكسيد كربن در جو زمين و همچنين ميزان انتشار آن را كاهش دهند. نتيجه اين نشست پيماننامهاي به نام «كيوتو» بود و طبق آن كشورهاي جهان موظف شدند براي كاهش دياكسيد كربن اقدام كنند. در اين پيماننامه، سهم هر كشور از صنعت و انتشار دياكسيد كربن مشخص شد و كشورهايي كه سهم زيادي از انتشار دياكسيد كربن در جهان داشتند، موظف شدند اعتباراتي را براي كاهش انتشار دياكسيد كربن در نظر بگيرند. اين اعتبارات در كشورهاي فقير و در حال توسعه براي پايهريزي طرحهايي چون به كارگيري انرژيهاي نو و پاك مورد استفاده قرار ميگيرند.
پیوست:
بخوانید مطلبی از «نگار حسینی» با عنوان «درختكاري براي نجات زمين» در شماره امروز فرهیختگان
یکی از سبزها، مسابقه ای با عنوان «لیوان بی دسته» راه اندازی کرده است. سری به او بزنید و به او راهنمایی کنید تا با لیوان بدون دسته اش چه کار کند. شاید جایزه را شما بردید!
باز هم زمستان آمد. برف و سرما و...
اگر علاقه مند به طبیعت و حیوانات هستید، در ادامه مطلب چند توصیه و پیشنهاد برای شما دارم.

درباره خشکسالی زیاد شنیده اید. اخبار این روزها مدام از خشکسالی می گوید و اینکه صرفه جویی کنید و به فکر آب باشید و باقی قضایا... در اینجا سعی کرده ام کمی به تجربه های گذشته رجوع کنم و برنامه عمل کوچکی برای مدریت مصرف آب خانه تهیه کنم. خواهش می کنم:
اولاً اگر نظری داشتید، برای من بنویسید تا بتوانم این برنامه عمل را کامل تر کنم.
ثانیاً اگر راهکار جالبی به ذهنتان رسید در وبلاگتان بنویسید تا من و دیگران هم از آن ها استفاده کنیم.
به نظرم اگر همین راهکارهای کوچک و ابتکاری را بتوانیم برای بقیه هم نقل کنیم، خیلی راحت تر از آنچه فکرش را می کنیم، می توانیم از خشکسالی بگذریم. کمی همت لازم است!

برای افرادی مثل من که زیاد سفر می کنند، باتری ها نقش اساسی دارند. دوربین عکاسی، MP3 Player یا واکمن، چراغ قوه، رادیو، GPS و خیلی وسایل دیگر که معمولاً در سفرها و یا در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرند، به باتری احتیاج دارند.
هر شب چقدر برای روشنایی خانه تان هزینه می کنید؟ کارشناسان معتقدند که بیش از 60 درصد انرژی مصرفی بخش خانگی در شب، صرف روشنایی می شود و به دنبال آن مقدار زیادی از انرژی برق (که حاصل آزاد شدن انرژی سوخت های فسیلی است) فقط برای روشنایی منازل استفاده می شود.
در خانه های ما ایرانی ها، عموماً از مدل منبع نور مرکزی برای روشنایی استفاده می شود. مثلاً وسط سقف هر یک از اتاق ها، یک لوستر 4 تا 8 شعله (و شاید بیشتر) تعبیه شده است. پس می بایست لوستر و یا منبع نور مرکزی، به اندازه کافی قدرت نوردهی برای روشن شدن اتاق را داشته باشد. به همین خاطر سعی می شود، لامپ های تامین کننده نور، قوی تر باشند. حال آنکه خیلی از اوقات، نور مورد نیاز ما برای کارهای روزمره و شب مره! (مثلاً تماشای تلویزیون و یا غذا خوردن) بسیار کمتر از نوری است که توسط منبع تولید می شود.

مدتی بود که هر شب مجبور بودیم سطل زباله خانه را بیرون بگذاریم. تقصیر نداشتیم، زود پر می شد! این کار هم وظیفه عناصر ذکور خانواده (من و پدر و برادرم) بود.
سطل زباله خانه حدود 40 لیتر حجم داشت ولی وزن آن کمتر از 3 کیلو می شد! چرایش هم که معلوم است؛ حجم عمده سطل زباله را قوطی شیر و بطری نوشابه خانواده و جعبه دستمال کاغذی و اینجور چیزها تشکیل می داد...

یک بار به همراه پدرم برای خرید میوه و گوشت و این جور چیزها به خرید رفتیم. همان شب نزدیک 15 نفر میهمان داشتیم که با حساب کردن خودمان، باید برای 20 نفر میوه و شیرینی و گوشت و ... می خریدیم. من با یک حساب سرانگشتی تخمین زدم که احتمالاً من و پدرم در راه برگشت باید چیزی حدود 30 کیلو بار را به خانه ببریم و بدون اغراق حداقل یک کیلو از وزن اجناس متعلق به بسته بندی آن ها خواهد بود.
در مغازه میوه فروشی، باید 10 جور میوه و سبزی و صیفی می خریدیم. می دانستم میوه فروش عادت دارد که برای هر قلم جنس یک کیسه پلاستیک بدهد. پس باید دست به کار می شدم!

چند روز قبل با گرگ خاکستری درباره راهکارهای عملی و ساده حفظ زمین و ارائه آنها در فضای بلاگستان صحبت می کردیم. قرار بر این شد که در سال جاری یکی از موضوعات اصلی وبلاگ های ما، ارائه راهکارهای ساده حفظ زمین باشد.
گرگ خاکستری پیش قدم شد و با قرار دادن اصل این لوگو بر روی وبلاگش، اولین راهکار ساده ای که به ذهنش رسید را ارائه کرد. من هم همان لوگو را ترجمه کردم و دوباره طراحی کردم. در ادامه مطلب لوگوها را ببینید.