درباره خشکسالی زیاد شنیده اید. اخبار این روزها مدام از خشکسالی می گوید و اینکه صرفه جویی کنید و به فکر آب باشید و باقی قضایا... در اینجا سعی کرده ام کمی به تجربه های گذشته رجوع کنم و برنامه عمل کوچکی برای مدریت مصرف آب خانه تهیه کنم. خواهش می کنم:
اولاً اگر نظری داشتید، برای من بنویسید تا بتوانم این برنامه عمل را کامل تر کنم.
ثانیاً اگر راهکار جالبی به ذهنتان رسید در وبلاگتان بنویسید تا من و دیگران هم از آن ها استفاده کنیم.
به نظرم اگر همین راهکارهای کوچک و ابتکاری را بتوانیم برای بقیه هم نقل کنیم، خیلی راحت تر از آنچه فکرش را می کنیم، می توانیم از خشکسالی بگذریم. کمی همت لازم است!

برای افرادی مثل من که زیاد سفر می کنند، باتری ها نقش اساسی دارند. دوربین عکاسی، MP3 Player یا واکمن، چراغ قوه، رادیو، GPS و خیلی وسایل دیگر که معمولاً در سفرها و یا در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرند، به باتری احتیاج دارند.
هر شب چقدر برای روشنایی خانه تان هزینه می کنید؟ کارشناسان معتقدند که بیش از 60 درصد انرژی مصرفی بخش خانگی در شب، صرف روشنایی می شود و به دنبال آن مقدار زیادی از انرژی برق (که حاصل آزاد شدن انرژی سوخت های فسیلی است) فقط برای روشنایی منازل استفاده می شود.
در خانه های ما ایرانی ها، عموماً از مدل منبع نور مرکزی برای روشنایی استفاده می شود. مثلاً وسط سقف هر یک از اتاق ها، یک لوستر 4 تا 8 شعله (و شاید بیشتر) تعبیه شده است. پس می بایست لوستر و یا منبع نور مرکزی، به اندازه کافی قدرت نوردهی برای روشن شدن اتاق را داشته باشد. به همین خاطر سعی می شود، لامپ های تامین کننده نور، قوی تر باشند. حال آنکه خیلی از اوقات، نور مورد نیاز ما برای کارهای روزمره و شب مره! (مثلاً تماشای تلویزیون و یا غذا خوردن) بسیار کمتر از نوری است که توسط منبع تولید می شود.

مدتی بود که هر شب مجبور بودیم سطل زباله خانه را بیرون بگذاریم. تقصیر نداشتیم، زود پر می شد! این کار هم وظیفه عناصر ذکور خانواده (من و پدر و برادرم) بود.
سطل زباله خانه حدود 40 لیتر حجم داشت ولی وزن آن کمتر از 3 کیلو می شد! چرایش هم که معلوم است؛ حجم عمده سطل زباله را قوطی شیر و بطری نوشابه خانواده و جعبه دستمال کاغذی و اینجور چیزها تشکیل می داد...

یک بار به همراه پدرم برای خرید میوه و گوشت و این جور چیزها به خرید رفتیم. همان شب نزدیک 15 نفر میهمان داشتیم که با حساب کردن خودمان، باید برای 20 نفر میوه و شیرینی و گوشت و ... می خریدیم. من با یک حساب سرانگشتی تخمین زدم که احتمالاً من و پدرم در راه برگشت باید چیزی حدود 30 کیلو بار را به خانه ببریم و بدون اغراق حداقل یک کیلو از وزن اجناس متعلق به بسته بندی آن ها خواهد بود.
در مغازه میوه فروشی، باید 10 جور میوه و سبزی و صیفی می خریدیم. می دانستم میوه فروش عادت دارد که برای هر قلم جنس یک کیسه پلاستیک بدهد. پس باید دست به کار می شدم!

چند روز قبل با گرگ خاکستری درباره راهکارهای عملی و ساده حفظ زمین و ارائه آنها در فضای بلاگستان صحبت می کردیم. قرار بر این شد که در سال جاری یکی از موضوعات اصلی وبلاگ های ما، ارائه راهکارهای ساده حفظ زمین باشد.
گرگ خاکستری پیش قدم شد و با قرار دادن اصل این لوگو بر روی وبلاگش، اولین راهکار ساده ای که به ذهنش رسید را ارائه کرد. من هم همان لوگو را ترجمه کردم و دوباره طراحی کردم. در ادامه مطلب لوگوها را ببینید.