تبليغاتX
.:: سرباز زمین ::. - یک روز به نام سربازان طبیعت

امروز در روزنامه اعتماد بخوانید:

به انگيزه روز محيط بان
 
يک روز به نام سربازان طبيعت
 

وقتي صحبت از طبيعت به ميان مي آيد، کمتر کسي است که علاقه مند به آن نباشد. شايد هم نتوان کسي را يافت که از طبيعت متنفر باشد. وقتي مي گوييم طبيعت، آبشاري زيبا يا جنگي انبوه را در خاطر مجسم مي کنيم که مي توان براي مدتي در کنار آن ماند و از زيبايي اش لذت برد. لذت و زيبايي مهم ترين واژه هايي هستند که به دنبال طبيعت مي آيند. اما آيا در کنار طبيعت به کلماتي چون شغل، حفاظت و خطر نيز فکر کرده ايد؟ تصور کنيد محل کارتان جايي باشد که از نزديک ترين جاده آسفالته 30 کيلومتر فاصله دارد. در چنين منطقه يي فقط مي توان از دوربين تلفن همراهتان استفاده کنيد، چون حتي در جاده آسفالته نيز تلفن همراه آنتن نمي دهد. شما 15 روز شبانه روز کار مي کنيد و پنج تا هفت روز به مرخصي مي رويد. اين منطقه زمستان هاي بسيار سردي دارد، در تابستان ها نيز گرما بيداد مي کند. نزديک ترين آبادي، درمانگاه، فروشگاه و... حداقل 50 کيلومتر با شما فاصله دارد. محل کارتان تا همين دو سال قبل برق نداشت و شما مجبور بوديد از وسايل گازي يا نفتي استفاده کنيد. حتي يخچال هم در محل کار شما با نفت کار مي کند. شما فقط 10 همکار داريد و اين تعداد در گروه هاي سه نفر و با فاصله زياد از هم کار مي کنند.
شايد تصور چنين فضايي سخت باشد. حتي ممکن است گمان کنيد اين فضا وجود خارجي ندارد و تنها ساخته ذهن نگارنده است ولي هيچ يک از مواردي که گفته شد خيالي و ساختگي نيستند و همگي در عالم واقعيت (و بعضاً با کمي تغيير) وجود دارند. شغلي که سعي شد تصوير آن ارائه شود «محيط باني» است؛ همان شغلي که وظيفه حراست از عرصه هاي حفاظت شده کشور به عهده کارمندان آن است.
مطالبي که به آن اشاره شد تنها بخشي از محيط کار محيط بانان است و شکل فعاليت شما خود مسائلي جداگانه را دارد. تصور کنيد شما محيط بان هستيد. شما به همراه 10 همکارتان مسووليت حفاظت يکصد هزار هکتار را برعهده داريد. وسايل تان شامل چهار دستگاه موتورسيکلت، يک دستگاه وانت، چهار دستگاه بي سيم و چهار قبضه اسلحه است. در منطقه محل خدمت شما تعداد زيادي قوچ و ميش (گوسفند کوهي) و کل و پازن (بز کوهي) زندگي مي کنند. افراد زيادي علاقه دارند با ورود به منطقه شما اين حيوانات را شکار کنند. اما حاضر نيستند با مراجعه به سازمان حفاظت محيط زيست مجوز شکار دريافت کنند و از راه قانوني اين علاقه را دنبال کنند. اين افراد شکارچيان غيرمجاز هستند. آنها تفنگ هاي گران قيمت و پيشرفته دارند. شما بايد از ورود اين افراد جلوگيري کنيد. اگر دور از چشم شما وارد منطقه شدند و شکار کردند شما مسووليت داريد آنها را دستگير کرده و به مراجع قضايي تحويل دهيد. شما رابط قضايي هستيد و حق دستگيري متخلفان را داريد. اما تاکنون بيش از 100 نفر از همکاران شما به خاطر انجام وظيفه شان کشته شده اند. همه آنها با وجود آنکه در راه انجام وظيفه کشته شده اند شهيد به حساب نيامده اند و به تازگي دولت در حال پيگيري اين ماجرا است که همکاران جان باخته شما را شهيد اعلام کند.
متاسفانه از مساله تلخ ديگري هم خبر داريد. تاکنون چند نفر از همکاران تان خارج از محل خدمت توسط متخلفان کشته شده اند. گذشته از اين يکي از همکاران تان يک سال قبل با متخلفان درگير شده است. آنها به طرف همکارتان تيراندازي کرده اند. همکار شما هم براي دفاع از خود تيراندازي کرده است. تيري که همکارتان شليک کرده بود به پاي يکي از متخلفان برخورد کرده و باعث سقوط او از کوه شده است. همکار شما در دادگاه محکوم به زندان شده و از همان وقت در زندان به سر مي برد و خانواده اش رنج دوري او را تحمل مي کنند. تنها کاري که سازمان محيط زيست قادر به انجام آن است قطع نکردن حقوق همکار شماست. با وجود اينکه شما بايد براي انجام وظيفه تان اسلحه حمل کنيد، اما هيچ مبلغي را به عنوان حق حمل سلاح دريافت نمي کنيد. حتي پنج سال است که وزارت دفاع مجوز سلاح هاي سازمان را تمديد نکرده است. دامنه درگيري هاي شما به شکارچيان غيرمجاز و متخلفان محدود نمي شود. شما حتي با مردم روستاهايي که در حاشيه منطقه شما وجود دارند نيز گاه درگير مي شويد. آنها سال ها در اين منطقه زندگي کرده اند، گوسفندهايشان را در منطقه شما به چرا برده اند، حيوانات منطقه را شکار مي کرده اند و آزادانه در منطقه به گشت و گذار مي پرداخته اند. اما چند سال پيش آن منطقه به عنوان «منطقه حفاظت شده» شناخته شده است و شما مسوول حفاظت آن هستيد. مجبوريد با اهالي روستا تعامل داشته باشيد و آنها را از خودتان راضي نگه داريد. چون مي دانيد که آنها نيز حق دارند، اما گاهي اين تعامل منجر به درگيري و دلخوري مي شود و مردم از شما کينه به دل مي گيرند. با وجود همه اين مشکلات، شغل شما به عنوان شغل زيان آور شناخته نمي شود. شما حقوق و درآمدي نامناسب داريد که هيچ تناسبي با مشکلات شغلي شما ندارد و با اين حال شما به فعاليت در اين شغل ادامه مي دهيد چون شما عاشق طبيعت و شغل تان هستيد. در حافظه تلفن همراهتان تعداد زيادي فيلم کوتاه و عکس از حيوانات و چشم اندازهاي منطقه محل خدمت تان داريد. وقتي در جمع همکاران تان هستيد، با هيجان از ديدن يک پلنگ يا يک هما صحبت مي کنيد و همکاران تان مشتاقانه از شما مي خواهند که عکس آن را برايشان «بلوتوث» کنيد. عشق به کار باعث شده تا سختي هاي شغل تان را تحمل کنيد. تمام اينها تصاويري واقعي از شغلي است که کمتر در جامعه شناخته شده است. با وجود اينکه سال گذشته رئيس جمهور بنا به پيشنهاد رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، سالروز ولادت امام رضا (ع) را «روز محيط بان» نام گذاشت، اما کمتر تلاشي براي تغيير وضعيت محيط بانان انجام شده است. حال اگر دوستدار طبيعت هستيد، بدانيد که محيط بانان، سربازان طبيعت هستند و با جان و دل از آن دفاع مي کنند. امروز، روز آنهاست، مبارک شان باشد،

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 11:15 توسط سرباز زمین |